صورت خوبت نگارا خوش به آیین بستهاند

حافظ-غزل مشکوک شماره 10
صورت خوبت نگارا خوش به آیین بستهاند
گوییا نقش لبت از جان شیرین بستهاند
از برای مقدم خیل و خیالت مردمان
زاشک رنگین در دیار دیده آیین بستهاند
کار زلف توست مشکافشانی و نظارگان
مصلحت را تهمتی بر نافه ی چین بستهاند
یارب آن روی است و در پیرامنش بند کلاه
یا به گرد ماه تابان عقد پروین بستهاند
خط سبز و عارضت را نقش بندان خطا
سایبان از عنبر تر گرد نسرین بستهاند
جمله وصف عشق من بوده ست و حسن روی تو
آن حکایت ها که بر فرهاد و شیرین بستهاند
حافظا محض حقیقت گوی یعنی سرّ عشق
غیر از این گویی خیالاتی به تخمین بستهاند
معنی بیت های نخستین
۱. صورت خوبت نگارا خوش به آیین بستهاند / گوییا نقش لبت از جان شیرین بستهاند:
ای نگار زیبا، چهرهات را به زیبایی تمام آراستهاند، گویی خط لب تو را با جان شیرین طراحی کردهاند. حافظ در این بیت با تشبیه نقش لب به “جان شیرین”، بر ظرافت و حیاتبخشی زیبایی معشوق تأکید میکند.
۲. از برای مقدم خیل و خیالت مردمان / ز اشک رنگین در دیار دیده آیین بستهاند:
مردم به استقبال سیل خیال تو، با اشکهای رنگین در شهر چشمها آیین بستهاند. این بیت به تأثیر شگفتانگیز معشوق در اذهان مردم اشاره دارد که اشک شوق میریزند.
۳. کار زلف توست مشکافشانی و نظارگان / مصلحت را تهمتی بر نافه ی چین بستهاند:
مشکافشانیهای زلف توست که تماشاگران را مجذوب کرده، اما به مصلحت تهمت آن را به نافهی چین بستهاند. حافظ در اینجا به جذابیتهای پنهان معشوق اشاره میکند که به دیگران نسبت داده میشود.
۴. یارب آن روی است و در پیرامنش بند کلاه / یا به گرد ماه تابان عقد پروین بستهاند:
خدایا! آیا آن چهره است و کلاهی به دورش، یا برای ماه تابان، رشتهای از پروین بستهاند؟ این بیت با تشبیهات نجومی، زیبایی معشوق را به پدیدههای آسمانی پیوند میزند.
معنی بیت های پایانی
۵. خط سبز و عارضت را نقش بندان خطا / سایبان از عنبر تر گرد نسرین بستهاند:
ای نقاشان خطاکار که خط سبز (موی) و رخسار او را نقش زدهاید، گویی سایبانی از عنبر خوشبو بر گل نسرین کشیدهاند. حافظ در این بیت به ترکیببندی هنرمندانهی زیباییهای معشوق اشاره دارد.
۶. جمله وصف عشق من بوده ست و حسن روی تو / آن حکایت ها که بر فرهاد و شیرین بستهاند:
همهی آنچه درباره عشق من و زیبایی تو گفتهاند، همان افسانههایی است که بر فرهاد و شیرین بستهاند. شاعر با این اشاره اسطورهای، عشق خود را جاودانه و افسانهوار میخواند.
۷. حافظا محض حقیقت گوی یعنی سرّ عشق / غیر از این گویی خیالاتی به تخمین بستهاند:
ای حافظ، محض حقیقت بگو یعنی راز عشق را، وگرنه اینها همه تخیلاتی است که برساختهاند. این بیت پایانی، دعوت به بیان حقیقت ناب عشق میکند و دیگر سخنان را حدس و گمان میخواند.
تفسیر شعر
غزلیات مشکوک حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی
واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل توضیح.