بنال بلبل اگر با منت سر یاری ست

حافظ-غزل شماره 66
بنال بلبل اگر با منت سر یاری ست
که ما دو عاشق زاریم و کار ما زاری ست
در آن زمین که نسیمی وزد ز طره ی دوست
چه جای دم زدن نافههای تاتاری ست
بیار باده که رنگین کنیم جامه ی زرق
که مست جام غروریم و نام هشیاری ست
خیال زلف تو پختن نه کار هر خامی ست
که زیر سلسله رفتن طریق عیّاری ست
لطیفهای ست نهانی که عشق از او خیزد
که نام آن نه لب لعل و خط زنگاری ست
جمال شخص نه چشم است و زلف و عارض و خال
هزار نکته در این کار و بار دلداری ست
قلندران حقیقت به نیم جو نخرند
قبای اطلس آنکس که از هنر عاری ست
بر آستان تو مشکل توان رسید آری
عروج بر فلک سروری به دشواری ست
سحر کرشمه ی چشمت به خواب میدیدم
زهی مراتب خوابی که بِه ز بیداری ست
دلش به ناله میازار و ختم کن حافظ
که رستگاری جاوید در کم آزاری ست
معنی بیت های نخستین
1. بنال بلبل اگر با منت سر یاری ست / که ما دو عاشق زاریم و کار ما زاری ست:
ای بلبل! اگر با تو سر یاری و همراهی دارد، بنال و ناله سر ده، چرا که ما دو عاشقِ درماندهایم و کارمان جز زاری و ناله نیست. در این وادی عشق، ناله و فغان، زبان حال ماست.
2. در آن زمین که نسیمی وزد ز طره ی دوست / چه جای دم زدن نافههای تاتاری ست:
در سرزمینی که نسیم از گیسوی یار میوزد، جایی برای بوی خوش نافههای تاتاری (نوعی عطر گرانبها) نیست. عطرِ موی دوست، همهی بوهای دیگر را بیاعتبار میکند.
3. بیار باده که رنگین کنیم جامه ی زرق / که مست جام غروریم و نام هشیاری ست:
شراب بیاور تا جامهی ریا (زرق) را رنگین کنیم، زیرا ما مستِ غرور و خودبینیایم، اما ناممان “هشیاری” است! گاهی مستیِ عشق، آدمی را از تظاهر به فضیلتهای دروغین رها میکند.
4. خیال زلف تو پختن نه کار هر خامی ست / که زیر سلسله رفتن طریق عیّاری ست:
تصورِ پیچوتاب زلف تو، کار هر تازهواردی نیست؛ زیر بارِ این زنجیرِ عشق رفتن، هنرِ عیّاران (اهل دل) است. عشق تو آزمونی سخت است که تنها بزرگان از پس آن برمیآیند.
5. لطیفهای ست نهانی که عشق از او خیزد / که نام آن نه لب لعل و خط زنگاری ست:
رازی ناگفته وجود دارد که عشق از آن زاده میشود، و نامش نه “لب یاقوترنگ” است و نه “خط خالدار”. حقیقت عشق فراتر از این ظواهر فریبنده است.
معنی بیت های پایانی
6. جمال شخص نه چشم است و زلف و عارض و خال / هزار نکته در این کار و بار دلداری ست:
زیبایی حقیقی در چشم و مو و رخسار و خال نیست؛ هزار رازِ ناگفته در این راهِ عشق و دلبازی نهفته است. جمال واقعی، در معناست، نه در صورت.
7. قلندران حقیقت به نیم جو نخرند / قبای اطلس آنکس که از هنر عاری ست:
قلندرانِ راه حقیقت، حتی به نیمجو هم قبای اطلس (زرقوبرق دنیوی) کسی را که بیهنر است نمیخرند. ارزش انسان به هنر و معرفت اوست، نه به ظواهر فریبنده.
8. بر آستان تو مشکل توان رسید آری / عروج بر فلک سروری به دشواری ست:
رسیدن به آستانِ تو هرچند دشوار است، اما ممکن است؛ اما صعود به اوجِ آسمانِ بزرگی و سروری، بهراستی سختتر است. مقام تو والاتر از آن است که به سادگی بتوان به آن نزدیک شد.
9. سحر کرشمه ی چشمت به خواب میدیدم / زهی مراتب خوابی که بِه ز بیداری ست:
در خواب، جادوی نگاه تو را میدیدم. چه خوابی که از بیداری هم شیرینتر است! گاهی خوابهای عاشقانه، از واقعیت نیز دلانگیزترند.
10. دلش به ناله میازار و ختم کن حافظ / که رستگاری جاوید در کم آزاری ست:
حافظ! دیگر دلش را با نالههایت نیازار و این سخن را به پایان بر، چرا که رستگاریِ ابدی در آزار نرساندن به دیگران است. گاهی سکوت، بهترین پیام عشق است.
تفسیر شعر
غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی
واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.