قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / اشعار کامل شاعران / حافظ / غزلیات حافظ / روزگاری ست که ما را نگران می‌داری

روزگاری ست که ما را نگران می‌داری

به این پست امتیاز بدهید

حافظ-غزل شماره 452

 

روزگاری ست که ما را نگران می‌داری

مخلصان را نه به وضع دگران می‌داری

گوشه ی چشم رضایی به منت باز نشد

اینچنین عزت صاحب نظران می‌داری

ساعد آن بِه که بپوشی تو چو از بهر نگار

دست در خون دل پرهنران می‌داری

نه گل از دست غمت رَست و نه بلبل در باغ

همه را نعره زنان جامه دران می‌داری

ای که در دلق ملمّع طلبی نقد حضور

چشم سری عجب از بی‌خبران می‌داری

چون تویی نرگس باغ نظر ای چشم و چراغ

سر چرا بر من دلخسته گران می‌داری

گوهر جام جم از کان جهانی دگرست

تو تمنا ز گل کوزه گران می‌داری

پدر تجربه ای دل تویی آخر ز چه روی

طمع مهر و وفا زین پسران می‌داری

کیسه ی سیم و زرت پاک بباید پرداخت

این طمع‌ها که تو از سیمبران می‌داری

گر چه رندی و خرابی گنه ماست ولی

عاشقی گفت که تو بنده بر آن می‌داری

مگذران روز سلامت به ملامت حافظ

چه توقع ز جهان گذران می‌داری

 

......

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*