دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم

حافظ-غزل شماره 348
دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم
واندر این کار دل خویش به دریا فکنم
از دل تنگ گنهکار برآرم آهی
کآتش اندر گنه آدم و حوّا فکنم
مایه ی خوشدلی آنجاست که دلدار آنجاست
میکنم جهد که خود را مگر آنجا فکنم
بگشا بند قبا ای مه خورشیدکلاه
تا چو زلفت سر سودازده در پا فکنم
خوردهام تیر فلک باده بده تا سرمست
عقده دربند کمر ترکش جوزا فکنم
جرعه ی جام بر این تخت روان افشانم
غلغل چنگ در این گنبد مینا فکنم
حافظا تکیه بر ایام چو سهو است و خطا
من چرا عشرت امروز به فردا فکنم
معنی و تفسیر بیت های نخستین:
۱. دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم / وندر این کار دل خویش به دریا فکنم:
حافظ میگوید که میخواهد دیدهاش را مانند دریا گسترده کند و صبرش را به صحرا بیندازد. او تصمیم میگیرد که دلش را به دریا (خطر) بسپارد. این بیت نشاندهندهی این است که حافظ به دنبال رهایی از محدودیتها و رسیدن به آزادی است.
۲. از دل تنگ گنهکار برآرم آهی / کآتش اندر گنه آدم و حوّا فکنم:
حافظ میگوید که از دل تنگ و گنهکار خود آهی برمیآورد که آتش در گناه آدم و حوا بیندازد. این بیت نشاندهندهی این است که حافظ از گناه و خطای خود آگاه است و میخواهد با آهی آتشبار، گناهان خود را پاک کند.
۳. مایه ی خوشدلی آنجاست که دلدار آنجاست / میکنم جهد که خود را مگر آنجا فکنم:
حافظ میگوید که مایهی خوشدلی او جایی است که معشوق (دلدار) آنجاست. او تلاش میکند که خود را به آنجا برساند. این بیت نشاندهندهی این است که حافظ عشق به معشوق را تنها راه رسیدن به خوشدلی میداند.
۴. بگشا بند قبا ای مه خورشیدکلاه / تا چو زلفت سر سودازده در پا فکنم:
حافظ خطاب به معشوق (مه خورشیدکلاه) میگوید که بند قبا را باز کند تا او مانند زلف معشوق، سر سودازدهاش را به پا بیندازد. این بیت نشاندهندهی عشق و تسلیم حافظ در برابر معشوق است.
معنی و تفسیر بیت های پایانی:
۵. خوردهام تیر فلک باده بده تا سرمست / عقده دربند کمر ترکش جوزا فکنم:
حافظ میگوید که تیر فلک (بلاهای روزگار) را خورده است و از ساقی میخواهد که باده بدهد تا سرمست شود و عقدههایش را باز کند. این بیت نشاندهندهی این است که حافظ شراب را درمان دردهای خود میداند.
۶. جرعه ی جام بر این تخت روان افشانم / غلغل چنگ در این گنبد مینا فکنم:
حافظ میگوید که جرعهی جام را بر تخت روان (جهان) میافشاند و صدای چنگ را در گنبد مینا (آسمان) میاندازد. این بیت نشاندهندهی این است که حافظ میخواهد با موسیقی و شراب، جهان را به وجد آورد.
۷. حافظا تکیه بر ایام چو سهو است و خطا / من چرا عشرت امروز به فردا فکنم:
حافظ به خودش میگوید که تکیه کردن به روزگار مانند اشتباه و خطا است. او از خود میپرسد که چرا باید عشرت امروز را به فردا موکول کند. این بیت نشاندهندهی این است که حافظ به دنبال لذت بردن از لحظهی حال است.
غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی
واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.



