حاشا که من به موسم گل ترک می کنم

حافظ-غزل شماره 351
حاشا که من به موسم گل ترک می کنم
من لاف عقل میزنم این کار کی کنم
مطرب کجاست تا همه محصول زهد و علم
در کار چنگ و بربط و آواز نی کنم
از قیل و قال مدرسه حالی دلم گرفت
یک چند نیز خدمت معشوق و می کنم
کی بود در زمانه وفا جام می بیار
تا من حکایت جم و کاووس کی کنم
از نامه ی سیاه نترسم که روز حشر
با فیض لطف او صد از این نامه طی کنم
کو پیک صبح تا گلههای شب فراق
با آن خجسته طالع فرخنده پی کنم
این جان عاریت که به حافظ سپرد دوست
روزی رخش ببینم و تسلیم وی کنم
معنی و تفسیر بیت های نخستین :
۱. حاشا که من به موسم گل ترک می کنم / من لاف عقل میزنم این کار کی کنم:
حافظ با تأکید میگوید که هرگز در فصل گل (نماد زیبایی و نشاط) از می و عشق دست نخواهد کشید. او از خود میپرسد که چگونه میتواند ادعای عقل و خرد کند در حالی که عشق و مستی را ترک نمیکند. این بیت نشاندهندهی تسلیم حافظ در برابر عشق و زیبایی است.
۲. مطرب کجاست تا همه محصول زهد و علم / در کار چنگ و بربط و آواز نی کنم:
حافظ از مطرب (نوازنده) میخواهد که بیاید تا او تمام دستاوردهای زهد و علم خود را در نوای چنگ و بربط و نی فدا کند. این بیت نشاندهندهی این است که حافظ موسیقی و هنر را بالاتر از زهد و علم میداند.
۳. از قیل و قال مدرسه حالی دلم گرفت / یک چند نیز خدمت معشوق و می کنم:
حافظ میگوید که از قیل و قال (بحثهای بیحاصل) مدرسه خسته شده است و تصمیم گرفته است که مدتی را به خدمت معشوق و می بپردازد. این بیت نشاندهندهی دلزدگی حافظ از دنیای علم و فلسفه و گرایش او به عشق و مستی است.
۴. کی بود در زمانه وفا جام می بیار / تا من حکایت جم و کاووس کی کنم:
حافظ از نداشتن وفا در زمانه شکایت میکند و از ساقی میخواهد که جام می بیاورد تا او داستان جم (جمشید) و کاووس (پادشاه افسانهای) را بازگو کند. این بیت نشاندهندهی این است که حافظ به دنبال فرار از واقعیتهای تلخ زمانه است.
معنی و تفسیر بیت های پایانی :
۵. از نامه ی سیاه نترسم که روز حشر / با فیض لطف او صد از این نامه طی کنم:
حافظ میگوید که از نامهی سیاه (اعمال بد) خود نمیترسد، زیرا با لطف و بخشش خداوند، میتواند صدها نامهی سیاه را پاک کند. این بیت نشاندهندهی ایمان و امید حافظ به لطف الهی است.
۶. کو پیک صبح تا گلههای شب فراق / با آن خجسته طالع فرخنده پی کنم:
حافظ از پیک صبح (فرشتهی صبح) میخواهد که بیاید تا او شکایتهای شب فراق را با طالع خجسته و فرخندهی خود در میان بگذارد. این بیت نشاندهندهی آرزوی حافظ برای پایان دادن به دردهای فراق است.
۷. این جان عاریت که به حافظ سپرد دوست / روزی رخش ببینم و تسلیم وی کنم:
حافظ میگوید که این جان عاریت (موقت) را که دوست (خدا) به او سپرده است، روزی به او بازمیگرداند و تسلیمش میکند. این بیت نشاندهندهی ایمان حافظ به بازگشت به سوی خداوند است.
غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی
واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.