من دوستدار روی خوش و موی دلکشم

حافظ-غزل شماره 338
من دوستدار روی خوش و موی دلکشم
مدهوش چشم مست و می صاف بیغشم
گفتی ز سرّ عهد ازل یک سخن بگو
آنگه بگویمت که دو پیمانه درکشم
من آدم بهشتی ام اما در این سفر
حالی اسیر عشق جوانان مَهوَشم
در عاشقی گزیر نباشد ز ساز و سوز
استادهام چو شمع مترسان ز آتشم
شیراز معدن لب لعل است و کان حسن
من جوهری مفلسم ایرا مشوّشم
از بس که چشم مست در این شهر دیدهام
حقا که می نمیخورم اکنون و سرخوشم
شهری ست پر کرشمه حوران ز شش جهت
چیزیم نیست ور نه خریدار هر ششم
بخت ار مدد دهد که کشم رخت سوی دوست
گیسوی حور گرد فشاند ز مفرشم
حافظ عروس طبع مرا جلوه آرزوست
آیینهای ندارم از آن آه میکشم
معنی و تفسیر بیت های نخستین
۱. من دوستدار روی خوش و موی دلکشم / مدهوش چشم مست و می صاف بیغشم:
حافظ از عشق خود به روی خوش و موی دلکش معشوق سخن میگوید و میگوید که از چشم مست و شراب صاف بیغش (خالص) مدهوش است. این بیت نشاندهندهی عشق او به زیبایی و لذتهای زندگی است.
۲. گفتی ز سرّ عهد ازل یک سخن بگو / آنگه بگویمت که دو پیمانه درکشم:
حافظ از مخاطب میخواهد که از راز عهد ازل (پیمان الهی) سخن بگوید، تا او دو پیمانه شراب بنوشد. این بیت نشاندهندهی اشتیاق او به شناخت رازهای هستی و لذت بردن از زندگی است.
۳. من آدم بهشتی ام اما در این سفر / حالی اسیر عشق جوانان مَهوَشم:
حافظ خود را آدم بهشتی میداند، اما در این سفر (زندگی) اسیر عشق جوانان مهوش (زیبا) است. این بیت نشاندهندهی تضاد بین روح بهشتی و عشق زمینی اوست.
۴. در عاشقی گزیر نباشد ز ساز و سوز / استادهام چو شمع مترسان ز آتشم:
حافظ میگوید که در عاشقی نمیتوان از ساز و سوز (شادی و رنج) گریخت و مانند شمع در آتش ایستاده است. این بیت نشاندهندهی پذیرش رنجهای عشق است.
معنی و تفسیر بیت های پایانی
۵. شیراز معدن لب لعل است و کان حسن / من جوهری مفلسم ایرا مشوّشم:
حافظ شیراز را معدن لب لعل (سرخ) و کان حسن (زیبایی) میداند و خود را جوهری مفلس (بیبها) میخواند که مشوش (پریشان) است. این بیت نشاندهندهی عشق او به زیباییهای شیراز و احساس ناتوانی خود است.
۶. از بس که چشم مست در این شهر دیدهام / حقا که می نمیخورم اکنون و سرخوشم:
حافظ میگوید که از بس چشمهای مست در این شهر دیده است، اکنون بدون نوشیدن شراب سرخوش است. این بیت نشاندهندهی تأثیر زیباییهای شهر بر روح اوست.
۷. شهری ست پر کرشمه حوران ز شش جهت / چیزیم نیست ور نه خریدار هر ششم:
حافظ شهر را پر از کرشمههای حوران (فرشتگان) از شش جهت میداند و میگوید که اگر چیزی داشت، خریدار هر شش جهت (همهی زیباییها) میشد. این بیت نشاندهندهی عشق او به زیباییهای دنیاست.
۸. بخت ار مدد دهد که کشم رخت سوی دوست / گیسوی حور گرد فشاند ز مفرشم:
حافظ آرزو میکند که اگر بخت یاری کند و رخت به سوی معشوق بکشد، گیسوی حور (فرشته) از مفرش (فرش) او گرد برخواهد خاست. این بیت نشاندهندهی اشتیاق او به وصال معشوق است.
۹. حافظ عروس طبع مرا جلوه آرزوست / آیینهای ندارم از آن آه میکشم:
حافظ میگوید که عروس طبع او (شعرش) به جلوهای آرزو دارد، اما او آیینهای ندارد و از این آه میکشد. این بیت نشاندهندهی آرزوی او برای نمایش زیباییهای شعرش است.
غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی
واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.