اگر به کوی تو باشد مرا مجال وصول-همراه با معنی و تفسیر

اگر به کوی تو باشد مرا مجال وصول


حافظ-غزل شماره 306

 

اگر به کوی تو باشد مرا مجال وصول

رسد به دولت وصل تو کار من به اصول

قرار برده ز من آن دو نرگس رعنا

فراغ برده ز من آن دو جادوی مکحول

چو بر در تو من بینوای بی زر و زور

به هیچ باب ندارم ره خروج و دخول

کجا روم چه کنم چاره از کجا جویم

که گشته‌ام ز غم و جور روزگار ملول

من شکسته ی بدحال زندگی یابم

در آن زمان که به تیغ غمت شوم مقتول

خرابتر ز دل من غم تو جای نیافت

که ساخت در دل تنگم قرارگاه نزول

دل از جواهر مهرت چو صیقلی دارد

بود ز زنگ حوادث هر آینه مصقول

چه جرم کرده‌ام ای جان و دل به حضرت تو

که طاعت من بیدل نمی‌شود مقبول

به درد عشق بساز و خموش کن حافظ

رموز عشق مکن فاش پیش اهل عقول


معنی و تفسیر بیت های نخستین

۱. اگر به کوی تو باشد مرا مجال وصول / رسد به دولت وصل تو کار من به اصول:
حافظ می‌گوید که اگر به کوی تو (معشوق) مجال وصول (رسیدن) داشته باشد، کار او به اصول (درست) خواهد رسید. این بیت نشان‌دهنده‌ی عشق و اشتیاق اوست.

۲. قرار برده ز من آن دو نرگس رعنا / فراغ برده ز من آن دو جادوی مکحول:
حافظ می‌گوید که آن دو نرگس رعنا (چشمان معشوق) قرار را از او برده‌اند و آن دو جادوی مکحول (چشمان آرایش‌شده) فراغ (آرامش) را از او برده‌اند. این بیت نشان‌دهنده‌ی عشق و اشتیاق اوست.

۳. چو بر در تو من بینوای بی زر و زور / به هیچ باب ندارم ره خروج و دخول:
حافظ می‌گوید که چون بر در تو (معشوق) بینوای بی‌زر و زور است، به هیچ باب (راه) ره خروج و دخول (ورود و خروج) ندارد. این بیت نشان‌دهنده‌ی عشق و اشتیاق اوست.

۴. کجا روم چه کنم چاره از کجا جویم / که گشته‌ام ز غم و جور روزگار ملول:
حافظ می‌گوید که کجا برود و چه کند و چاره از کجا جوید، زیرا از غم و جور روزگار ملول (اندوهگین) شده است. این بیت نشان‌دهنده‌ی عشق و اشتیاق اوست.

۵. من شکسته ی بدحال زندگی یابم / در آن زمان که به تیغ غمت شوم مقتول:
حافظ می‌گوید که او شکسته‌ی بدحال زندگی را خواهد یافت، زمانی که به تیغ غم تو (معشوق) مقتول (کشته) شود. این بیت نشان‌دهنده‌ی عشق و اشتیاق اوست.


معنی و تفسیر بیت های پایانی

۶. خرابتر ز دل من غم تو جای نیافت / که ساخت در دل تنگم قرارگاه نزول:
حافظ می‌گوید که خراب‌تر از دل او غم تو (معشوق) جای نیافت، زیرا در دل تنگ او قرارگاه نزول (فرود) ساخته است. این بیت نشان‌دهنده‌ی عشق و اشتیاق اوست.

۷. دل از جواهر مهرت چو صیقلی دارد / بود ز زنگ حوادث هر آینه مصقول:
حافظ می‌گوید که دل او از جواهر مهر تو (معشوق) مانند صیقل (صیقل‌خورده) است و از زنگ حوادث هر آینه مصقول (صیقل‌خورده) خواهد بود. این بیت نشان‌دهنده‌ی عشق و اشتیاق اوست.

۸. چه جرم کرده‌ام ای جان و دل به حضرت تو / که طاعت من بیدل نمی‌شود مقبول:
حافظ می‌گوید که چه جرم کرده است که طاعت او (عبادت) به حضرت تو (معشوق) مقبول نمی‌شود. این بیت نشان‌دهنده‌ی عشق و اشتیاق اوست.

۹. به درد عشق بساز و خموش کن حافظ / رموز عشق مکن فاش پیش اهل عقول:
حافظ به خود می‌گوید که به درد عشق بسازد و خموش (ساکت) باشد و رموز عشق را پیش اهل عقول (عاقلان) فاش نکند. این بیت نشان‌دهنده‌ی عشق و اشتیاق اوست.


غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.

Picture of نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها