درد عشقی کشیدهام که مپرس

حافظ-غزل شماره 270
درد عشقی کشیدهام که مپرس
زهر هجری چشیدهام که مپرس
گشتهام در جهان و آخر کار
دلبری برگزیدهام که مپرس
آنچنان در هوای خاک درش
میرود آب دیدهام که مپرس
من به گوش خود از دهانش دوش
سخنانی شنیدهام که مپرس
سوی من لب چه میگزی که مگوی
لب لعلی گزیدهام که مپرس
بی تو در کلبه ی گدایی خویش
رنجهایی کشیدهام که مپرس
همچو حافظ غریب در ره عشق
به مقامی رسیدهام که مپرس
معنی بیت های نخستین
۱. درد عشقی کشیدهام که مپرس / زهر هجری چشیدهام که مپرس:
حافظ در این بیت، از درد و رنجهای عشقی که کشیده است سخن میگوید. او تأکید میکند که این درد آنقدر عمیق و غیرقابل توصیف است که نمیتوان آن را به زبان آورد. همچنین، او از زهر هجران (دوری از معشوق) سخن میگوید که آنقدر تلخ و جانسوز است که نمیتوان آن را تصور کرد. این بیت نشاندهندهی عمق عشق و رنجهای ناشی از آن است که حافظ تجربه کرده است.
۲. گشتهام در جهان و آخر کار / دلبری برگزیدهام که مپرس:
حافظ در این بیت، از جستوجوی خود در جهان سخن میگوید. او بیان میکند که پس از گشتن در دنیا و تجربههای مختلف، در نهایت دلبری (عشق) را به عنوان هدف نهایی زندگی خود برگزیده است. این انتخاب آنقدر بزرگ و مهم است که نمیتوان آن را به سادگی توصیف کرد. حافظ در این بیت، عشق را به عنوان غایت و مقصود زندگی خود معرفی میکند.
۳. آنچنان در هوای خاک درش / میرود آب دیدهام که مپرس:
حافظ در این بیت، از اشتیاق و آرزوی خود برای دیدار معشوق سخن میگوید. او آنقدر در هوای خاک درِ معشوق (یعنی آرزوی دیدار او) اشک ریخته است که نمیتوان آن را تصور کرد. این بیت نشاندهندهی عمق عشق و اشتیاق حافظ به معشوق است که حتی خاک درِ خانهی او را نیز مقدس و ارزشمند میداند.
معنی بیت های میانی
۴. من به گوش خود از دهانش دوش / سخنانی شنیدهام که مپرس:
حافظ در این بیت، از تأثیر کلام معشوق بر خودش سخن میگوید. او بیان میکند که به گوش خود از دهان معشوق سخنانی شنیده است که آنقدر جذاب و تأثیرگذار بودهاند که نمیتوان آنها را توصیف کرد. این بیت نشاندهندهی قدرت کلام معشوق و تأثیر عمیق آن بر حافظ است.
۵. سوی من لب چه میگزی که مگوی / لب لعلی گزیدهام که مپرس:
حافظ در این بیت، از زیبایی و جذابیت لبهای معشوق سخن میگوید. او از معشوق میپرسد که چرا لبهایش را به سوی او میگرداند، اما بلافاصله میگوید که لبهای لعلگونهی معشوق را برگزیده است و این انتخاب آنقدر بزرگ است که نمیتوان آن را توصیف کرد. این بیت نشاندهندهی عشق و شیفتگی حافظ به زیباییهای معشوق است.
معنی بیت های پایانی
۶. بی تو در کلبه ی گدایی خویش / رنجهایی کشیدهام که مپرس:
حافظ در این بیت، از تنهایی و رنجهای خود در غیاب معشوق سخن میگوید. او بیان میکند که در کلبهی گدایی خود، بدون معشوق، رنجهایی کشیده است که نمیتوان آنها را توصیف کرد. این بیت نشاندهندهی عمق درد و رنج حافظ در دوری از معشوق است.
۷. همچو حافظ غریب در ره عشق / به مقامی رسیدهام که مپرس:
حافظ در این بیت، از تجربههای عمیق خود در راه عشق سخن میگوید. او خود را غریبی در راه عشق معرفی میکند که به مقامی رسیده است که نمیتوان آن را توصیف کرد. این بیت نشاندهندهی تسلط حافظ بر عشق و رسیدن به درجهای از معرفت و شناخت است که تنها از طریق تجربهی عمیق عشق ممکن میشود.
تفسیر کامل شعر
این شعر از حافظ، بیانگر درد و رنجهای عشق و فراق است. شاعر در ابیات مختلف، از تجربیات سخت و جانسوز خود در راه عشق سخن میگوید و از مخاطب میخواهد که از جزییات این رنجها نپرسد، زیرا توصیف آنها ممکن نیست. او از هجران، اشکها، و سختیهایی که در راه رسیدن به معشوق متحمل شده، سخن میگوید و تأکید میکند که در نهایت، دلبری را برگزیده که ارزش همه این رنجها را دارد. حافظ همچنین به مقام و جایگاهی که در راه عشق به آن رسیده، اشاره میکند و خود را همچون غریبی میداند که در این مسیر سخت، به درجهای از عرفان و معرفت دست یافته است. این شعر، سرشار از احساسات عمیق و تجربیات عارفانه است و نشاندهندهی عشق حقیقی و فداکاری در راه آن است.
غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی
واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.