ای پسته ی تو خنده زده بر حدیث قند-همراه با معنی و تفسیر

ای پسته ی تو خنده زده بر حدیث قند


حافظ-غزل شماره 180

ای پسته ی تو خنده زده بر حدیث قند

مشتاقم از برای خدا یک شکر بخند

طوبی ز قامت تو نیارد که دم زند

زین قصه بگذرم که سخن می‌شود بلند

خواهی که برنخیزدت از دیده رود خون

دل در وفای صحبت رود کسان مبند

گر جلوه می‌نمایی و گر طعنه می‌زنی

ما نیستیم معتقد شیخ خودپسند

زآشفتگی حال من آگاه کی شود

آنرا که دل نگشت گرفتار این کمند

بازار شوق گرم شد آن سروقد کجاست

تا جان خود بر آتش رویش کنم سپند

جایی که یار ما به شکرخنده دم زند

ای پسته کیستی تو خدا را به خود مخند

حافظ چو ترک غمزه ی ترکان نمی‌کنی

دانی کجاست جای تو خوارزم یا خجند

 


معنی بیت های نخستین

1. ای پسته ی تو خنده زده بر حدیث قند / مشتاقم از برای خدا یک شکر بخند:

حافظ در این بیت با نگاهی استعاری و شیرین، معشوق را به پسته‌ای تشبیه می‌کند که از خنده‌اش، حتی سخن از قند نیز بی‌معنا می‌شود. پسته خندان نمادی از لبخند دلربا و جذاب یار است که شاعر را سخت مجذوب خود کرده است. او با زبانی آمیخته به التماس و اشتیاق، از معشوق می‌خواهد که حتی یک لبخند کوچک، که به آن شکرخنده می‌گویند، به او هدیه کند.

2. طوبی ز قامت تو نیارد که دم زند / زین قصه بگذرم که سخن می‌شود بلند:

در این بیت، حافظ قامت معشوق را چنان رفیع و با شکوه توصیف می‌کند که حتی درخت طوبی، که در باورهای اسلامی نماد زیبایی و شکوه بهشتی است، جرأت ندارد خود را با آن مقایسه کند. این اغراق هنرمندانه، نشان‌دهنده‌ی جایگاه بی‌همتای معشوق در نگاه شاعر است.

3. خواهی که برنخیزدت از دیده رود خون / دل در وفای صحبت رود کسان مبند:

حافظ در این بیت با لحنی هشداردهنده به معشوق می‌گوید که اگر نمی‌خواهی چشمانت از گریه خونین شود، دل را به وفاداری دیگران میاموز. رود کسان اشاره به افرادی دارد که شاید در ظاهر وفادار باشند، اما در باطن قابل اعتماد نیستند.

4. گر جلوه می‌نمایی و گر طعنه می‌زنی / ما نیستیم معتقد شیخ خودپسند:

در این بیت، حافظ با بی‌اعتنایی به رفتارهای متظاهرانه و کنایه‌آمیز معشوق می‌گوید که او پیرو شیخ‌های خودپسند و ریاکار نیست. این بیت نشان می‌دهد که شاعر به صداقت و سادگی در عشق معتقد است.

معنی بیت های پایانی

5. زآشفتگی حال من آگاه کی شود / آنرا که دل نگشت گرفتار این کمند:

حافظ در این بیت از ناآگاهی معشوق از حال آشفته‌اش سخن می‌گوید. او می‌پرسد که کی آن کس که هرگز دل به دام عشق نسپرده، از آشفتگی و بی‌قراری او آگاه خواهد شد؟

6. بازار شوق گرم شد آن سروقد کجاست / تا جان خود بر آتش رویش کنم سپند:

در این بیت، حافظ از گرمی بازار عشق و شوریدگی خود سخن می‌گوید و می‌پرسد که آن معشوق سروقد کجاست تا جان خود را مانند سپند بر آتش عشقش قربانی کند.

7. جایی که یار ما به شکرخنده دم زند / ای پسته کیستی تو خدا را به خود مخند:

حافظ در این بیت به جایگاهی اشاره می‌کند که معشوق با شکرخنده‌اش سخن می‌گوید. سپس خطاب به پسته می‌گوید که تو در برابر آن یار چه کسی هستی که به خود می‌خندی؟

8. حافظ چو ترک غمزه ی ترکان نمی‌کنی / دانی کجاست جای تو خوارزم یا خجند:

در این بیت، حافظ با اشاره به ترکان به معشوق می‌گوید: وقتی تو مانند ترکان غمزه نمی‌کنی، پس جایگاه واقعی‌ات کجاست؟ این پرسش، کنایه‌ای است به بی‌نظیر بودن معشوق.


تفسیر شعر

 


غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.

Picture of نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها