نوش کن جام شراب یک منی

حافظ-غزل شماره 478
نوش کن جام شراب یک منی
تا بدان بیخ غم از دل برکنی
دل گشاده دار چون جام شراب
سر گرفته چند چون خمّ دنی
چون ز جام بیخودی رطلی کشی
کم زنی از خویشتن لاف منی
سنگ سان شو در قدم نی همچو آب
جمله رنگ آمیزی و تردامنی
دل به می دربند تا مردانه وار
گردن سالوس و تقوی بشکنی
خیز و جهدی کن چو حافظ تا مگر
خویشتن در پای معشوق افکنی
معنی و تفسیر مصراع های نخستین :
1. نوش کن جام شراب یک منی / تا بدان بیخ غم از دل برکنی:
حافظ از مخاطب میخواهد که جام بزرگی از شراب بنوشد. این شراب نماد عشق و رهایی است. با نوشیدن این شراب، ریشهی غم از دل کنده میشود و انسان از اندوه رها میگردد.
2. دل گشاده دار چون جام شراب / سر گرفته چند چون خمّ دنی:
حافظ به مخاطب توصیه میکند که دلی گشاده و بخشنده مانند جام شراب داشته باشد. حافظ از مخاطب میپرسد که چرا مانند خم (ظرف شراب) سر به زیر و درگیر دنیا شدهای. این اشاره به تعلقات دنیوی و خودخواهی است.
3. چون ز جام بیخودی رطلی کشی / کم زنی از خویشتن لاف منی:
حافظ میگوید که اگر از جام بیخودی (حالتی که انسان از خودخواهی رها میشود) بنوشی، دیگر از خودستایی و خودخواهی (لاف منی) دور میشوی.
معنی و تفسیر مصراع های پایانی :
4. سنگ سان شو در قدم نی همچو آب / جمله رنگ آمیزی و تردامنی:
حافظ به مخاطب توصیه میکند که در راه عشق و حقیقت، مانند سنگ استوار باشد، نه مانند آب که همیشه در حال تغییر و رنگآمیزی است.حافظ از رنگآمیزی و تردامنی (ناشایستگی و بیثباتی) دوری میجوید و به استواری و پایداری توصیه میکند.
5. دل به می دربند تا مردانه وار / گردن سالوس و تقوی بشکنی:
حافظ میگوید که دل را به شراب (نماد عشق و رهایی) ببند تا مانند مردان آزاده رفتار کنی. با این کار، میتوانی گردنفرازی سالوس (ریاکاری) و تقوای ظاهری را بشکنی و به حقیقت برسی.
6. خیز و جهدی کن چو حافظ تا مگر / خویشتن در پای معشوق افکنی:
حافظ از مخاطب میخواهد که مانند او تلاش کند و بکوشد، تا خود را در پای معشوق (نماد عشق حقیقی و الهی) بیندازی و از خودخواهی رها شوی.
غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی
واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.



