زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد-همراه با معنی و تفسیر

زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد


حافظ-غزل شماره 170

 

زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد

از سر پیمان برفت با سر پیمانه شد

صوفی مجلس که دی جام و قدح می‌شکست

باز به یک جرعه می عاقل و فرزانه شد

شاهد عهد شباب آمده بودش به خواب

باز به پیرانه سر عاشق و دیوانه شد

مغبچه‌ای می‌گذشت راهزن دین و دل

در پی آن آشنا از همه بیگانه شد

آتش رخسار گل خرمن بلبل بسوخت

چهره ی خندان شمع آفت پروانه شد

گریه ی شام و سحر شکر که ضایع نگشت

قطره ی باران ما گوهر یک دانه شد

نرگس ساقی بخواند آیت افسونگری

حلقه ی اوراد ما مجلس افسانه شد

منزل حافظ کنون بارگه پادشاست

دل برِ دلدار رفت جان برِ جانانه شد

 


معنی بیت های نخستین

۱. زاهد خلوت‌نشین دوش به میخانه شد / از سر پیمان برفت با سر پیمانه شد:
زاهدی که همواره در خلوت عبادت می‌نشست، دیروز به میخانه رفت و پیمان زهدش را شکست و با پیمانه‌ی می آشتی کرد. این بیت نشان‌دهنده‌ی تحولی عمیق در وجود زاهد است که از ریاکاری دست شسته و به راستی و صفا روی آورده است.

۲. صوفی مجلس که دی جام و قدح می‌شکست / باز به یک جرعه می عاقل و فرزانه شد:
صوفیی که دیروز در مجلس، جام‌ها و قدح‌ها را می‌شکست، امروز با یک جرعه می، خردمند و فرزانه گشت. حافظ به این نکته اشاره دارد که گاهی یک جرعه حقیقت می‌تواند انسان را از تظاهر و خشک‌مقدسی به راستی و دانایی رهنمون کند.

۳. شاهد عهد شباب آمده بودش به خواب / باز به پیرانه‌سر عاشق و دیوانه شد:
معشوق دوران جوانی در خواب به دیدارش آمده بود و او را دوباره با وجود پیری، عاشق و دیوانه کرد. این بیت نشان‌دهنده‌ی قدرت عشق است که حتی در پیری نیز می‌تواند آتش جوانی را در دل زنده کند.

۴. مغبچه‌ای می‌گذشت راهزن دین و دل / در پی آن آشنا از همه بیگانه شد:
مغازه‌داری (یا جوانی) از راه می‌گذشت که دین و دل را می‌ربود؛ و من در پی آن آشنا، از همه بیگانه شدم. حافظ به این اشاره دارد که گاهی یک دیدار می‌تواند تمام وابستگی‌های قبلی را از بین ببرد.

معنی بیت های پایانی

۵. آتش رخسار گل خرمن بلبل بسوخت / چهره‌ی خندان شمع آفت پروانه شد:
سرخی گل (آتش رخسارش) خرمن وجود بلبل را سوزاند و چهره‌ی خندان شمع، بلای جان پروانه شد. این بیت به رابطه‌ی عاشق و معشوق اشاره دارد که گاهی زیبایی معشوق، عاشق را هلاک می‌کند.

۶. گریه‌ی شام و سحر شکر که ضایع نگشت / قطره‌ی باران ما گوهر یک‌دانه شد:
اشک‌های شامگاه و سحرگاهم به هدر نرفت و قطره‌های باران اشک من، به مرواریدی یک‌دانه تبدیل شد. حافظ بیان می‌کند که رنج‌های عاشقانه سرانجام به ثمر می‌نشیند.

۷. نرگس ساقی بخواند آیت افسونگری / حلقه‌ی اوراد ما مجلس افسانه شد:
چشم ساقی (نرگس او) آیه‌ای از افسون خواند و حلقه‌ی ذکر و عبادت ما به مجلسی افسانه‌ای تبدیل شد. این بیت نشان می‌دهد که حضور معشوق می‌تواند حتی عبادت را نیز به کامروایی تبدیل کند.

۸. منزل حافظ کنون بارگه پادشاست / دل برِ دلدار رفت جان برِ جانانه شد:
اکنون خانه‌ی حافظ به بارگاه پادشاهی تبدیل شده است، چرا که دل به سوی دلدار رفته و جان فدای جانانه شده است. این بیت بیانگر آن است که با رسیدن به معشوق، همه‌چیز متحول و متعالی می‌شود.


تفسیر شعر

 


غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.

Picture of نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها