مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد-همراه با معنی و تفسیر

مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد


حافظ-غزل شماره 165

 

مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد

قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد

رقیب آزارها فرمود و جای آشتی نگذاشت

مگر آه سحرخیزان سوی گردون نخواهد شد

مرا روز ازل کاری به جز رندی نفرمودند

هر آن قسمت که آنجا رفت از آن افزون نخواهد شد

خدا را محتسب ما را به فریاد دف و نی بخش

که ساز شرع از این افسانه بی‌قانون نخواهد شد

مجال من همین باشد که پنهان عشق او ورزم

کنار و بوس و آغوشش چه گویم چون نخواهد شد

شراب لعل و جای امن و یار مهربان ساقی

دلا کی بِه شود کارت اگر اکنون نخواهد شد

مشوی ای دیده نقش غم ز لوح سینه ی حافظ

که زخم تیغ دلدار است و رنگ خون نخواهد شد

 


معنی بیت های نخستین

۱. مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد / قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد:
دلبستگی من به آن چشم‌های سیاه هرگز از سرم بیرون نخواهد رفت. این حکم قطعی آسمان است و هرگز تغییر نخواهد کرد. حافظ با این بیت به سرنوشت محتوم عشق خود اشاره می‌کند که همچون قضای الهی تغییرناپذیر است.

۲. رقیب آزارها فرمود و جای آشتی نگذاشت / مگر آه سحرخیزان سوی گردون نخواهد شد:
رقیب پیوسته آزار می‌رساند و مجال آشتی نمی‌دهد، مگر اینکه آه سحرگاهی عاشقان به آسمان برسد و کارگر افتد. شاعر امیدوار است ناله‌های شبانه‌اش به اجابت برسد.

۳. مرا روز ازل کاری به جز رندی نفرمودند / هر آن قسمت که آنجا رفت از آن افزون نخواهد شد:
در روز ازل برای من جز راه رندی مقرر نکرده‌اند و هر چه قسمت من بوده، همان خواهد بود و بر آن افزوده نخواهد شد. این بیت به تقدیر و سرنوشت از پیش تعیین شده اشاره دارد.

۴. خدا را محتسب ما را به فریاد دف و نی بخش / که ساز شرع از این افسانه بی‌قانون نخواهد شد:
ای محتسب، به خاطر خدا از سر دف و نی ما درگذر، چرا که موسیقی شرع از این داستان‌های بی‌قانون پیروی نخواهد کرد. حافظ از ریاکاران می‌خواهد که از سختگیری‌های بی‌جا دست بردارند.

معنی بیت های پایانی

۵. مجال من همین باشد که پنهان عشق او ورزم / کنار و بوس و آغوشش چه گویم چون نخواهد شد:
تنها مجال من این است که عشقش را پنهانی بپرورم، اما از بوسه و آغوشش چه بگویم که هرگز میسر نخواهد شد. این بیت حسرت شاعر را از دست‌نیافتنی بودن معشوق نشان می‌دهد.

۶. شراب لعل و جای امن و یار مهربان ساقی / دلا کی بِه شود کارت اگر اکنون نخواهد شد:
ای دل، اگر هم‌اکنون می‌نوشی با یار مهربان در جای امن، چه زمانی برایت بهتر از این خواهد شد؟ حافظ در این بیت به اهمیت غنیمت شمردن فرصت‌ها اشاره می‌کند.

۷. مشوی ای دیده نقش غم ز لوح سینه ی حافظ / که زخم تیغ دلدار است و رنگ خون نخواهد شد:
ای چشم، نقش غم را از صفحه سینه حافظ پاک مکن، چرا که این زخم شمشیر یار است و هرگز التیام نخواهد یافت. این بیت نشان می‌دهد که درد عشق حافظ درمان‌ناپذیر است.


تفسیر شعر

 


غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.

Picture of نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها