چون باده ز غم چه بایدت جوشیدن

حافظ-رباعی شماره 32
چون باده ز غم چه بایدت جوشیدن
با لشگر غم چه بایدت کوشیدن
سبز است لبت ساغر از او دور مدار
می بر لب سبزه خوش بود نوشیدن
معنی بیت های شعر
۱. چون باده ز غم چه بایدت جوشیدن / با لشگر غم چه بایدت کوشیدن:
حافظ با نگاهی حکیمانه پرسش میکند: چرا باید همچون شراب در خم غم به جوش و خروش درآیی؟ چرا باید با سپاه اندوه به جنگ و ستیز برخیزی؟ این بیت با تشبیه انسان به بادهای که در خم غم میجوشد، ما را به اندیشیدن دربارهی بیهودگی مبارزه با غم فرا میخواند. شاعر به شیوهای ظریف میگوید که مقاومت در برابر غم، خود نوعی غم افزونتر است.
۲. سبز است لبت ساغر از او دور مدار / می بر لب سبزه خوش بود نوشیدن:
حافظ با اشارهای ظریف به رنگ سبز (نماد طراوت و زندگی) میگوید: وقتی لبهای تو خود سبز و شاداب است، چرا ساغر شراب را از آن دور میکنی؟ نوشیدن شراب در کنار سبزهزار (یا بر لبهای سبز) لذتی دوچندان دارد. این بیت با بازی هوشمندانه بر روی کلمهی “سبز” که هم به طبیعت اشاره دارد و هم به رنگ لبهای معشوق، ما را به کامگیری از لذات دنیوی دعوت میکند.
تفسیر شعر
رباعیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی
واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل توضیح.