قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار کامل شاعران / رهی معیری / تغزل و قصیده رهی / به دی مه چو افکند تاری سحاب

به دی مه چو افکند تاری سحاب

رهی معیری – تغزل و قصیده

شماره ۳

چهره ی آفتاب

به دی مه چو افکند تاری سحاب

سیه پرده بر چهره ی آفتاب

رخ وی چو خورشید گیتی فروز

پدیدار شد از شبه گون نقاب

به گرمی چو شمع و به نرمی چو گل

به صافی چو اشک و به پاکی چو آب

طربناک تر از بهار امید

دلاویز تر از اوان شباب

پدید آمد از دامن شب سهیل

به یک سو شد از عارض مه سحاب

خرد ماند از آن داستان در شگفت

که آتش دمید از دل مشک ناب

چو گل چهره بنهفت از ما همی

گل روی وی شد هویدا همی

چو بالای گلبن ز طوفان خمید

دمید آن گل سرو بالا همی

بهشت فریبنده گشت آشکار

چو شد روی وی آشکارا همی

الا ای مراد دل ناشکیب

مباش از فضیلت شکیبا همی

ز دانش توانایی آور به دست

توانا بود آن که دانا همی

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code