شعری از تریستان تزارا،شاعر فرانسوی

شعری از تریستان تزارا،شاعر فرانسوی
به این پست امتیاز بدهید

 

آهنگ یک دادئیست

که دادا را از ته دل دوست داشت

موتورش را که دادا را از ته دل دوست داشت

خیلی خسته کرد ،

آسانسور شاهی را جابجا میکرد

سنگین ،

شکننده ،

خود مختار ،

او دست راست بزرگش را برید

و برای پاپ در رُم فرستاد

به همین خاطر است که

آسانسور دیگر دادا را از ته دل دوست نداشت .

شکلات بخورید ،

مغزتان را بشویید ،

دادا ،

دادا ،

آب بنوشید .

آهنگ یک دادئیست

که نه شاد بود نه غمگین

و زن دوچرخه سواری را دوست داشت

که نه شاد بود نه غمگین .

اما روزی از روزهای سال

شوهر ماجرا را فهمید

و در حالتی بحرانی

بدن آن دو را در سه چمدان

به واتیکان فرستاد .

دلداده و زن دوچرخه سوار

دیگر نه شاد بودند نه غمگین

مغز اعلا بخورید ،

سربازتان را بشویید ،

دادا

دادا

آب بنوشید ،

آهنگ مردی دوچرخه سوار ،

که قلبا ً دادا بود ،

پس خودش دادائیست بود

مثل همه ی کسانی که قلبا ً دادا هستند

ماری که دست کش به دست داشت

سوپاپ را زود بست

دستکش ها را از پوست مار بسازید

و بروید پاپ را ببوسید .

تکان دهنده است که

شکم پوشیده از گل

دیگر دادا را از ته دل دوست نداشت

شیر پرندگان بخورید ،

شکلاتهایتان را بشویید ،

دادا

دادا

گوشت گوساله بخورید … .

“ترجمه:آرش حقیقی”


واژگان کلیدی: اشعار تریستان تزارا،نمونه شعر تریستان تزارا،شاعر تریستانن تزارا،شعرهای تریستانن تزارا،شعری از تریستانن تزارا،یک شعر از تریستان تزارا،شعر ترجمه شده به فارسی تریستان تزارا،شعر برگردان به پارسی تریستان تزارا،نمونه شعر مکتب ادبی دادائیسم،شاعر دادائیسم،از بنیانگزاران مکتب دادائیسم، شاعر فرانسوی،شاعر فرانسه،

Tristan Tzara ،poem،quotes

.....
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

*

0