شعری از هومبرتو آکابال

ستاره‌های فراوانی بودند در استخر .

از پدرم خواستم درشان بیاورد .

او آب را منتقل کرد

قطره به قطره

و جایشان داد در دستانم .

سپیده‌دم

خواستم ببینم آیا

او واقعا درشان آورده است

و حقیقت داشت

تنها چیزی که در استخر مانده بود

آسمان بود .

 

“برگردان : کامیار محسنین”


واژگان کلیدی : اشعار،نمونه شعر،شاعر،شعرهای،شعری از،یک شعر از،شعرهای ترجمه شده به فارسی،سروده های برگردان به پارسی،هومبرتو آكابال،کشور گواتمالا،گواتمالایی.

 Humberto Akʼabal،akabal،poems،quotes،akabal

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها