صبحی‌ که‌ گلت به باغ باشد

بیدل دهلوی- غزل شماره 1394

صبحی‌ که‌ گلت به باغ باشد

گل در بغلِ چراغ باشد

تمثالِ شریکِ حُسن مپسند

گو آینه بی‌تو داغ باشد

ای سایه! نشان خویش‌ گم‌ کن

تا خورشیدت سراغ باشد

آنسوی عدم دو گام واکش

گر آرزوی فراغ باشد

مردیم به حسرت دل جمع

این غنچه ‌گل چه باغ باشد

گویند بهشت جای خوبی‌ست

آنجا هم اگر دماغ باشد

بیدل به امید وصل شادیم

گو طوطیِ بخت زاغ باشد

 

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها