صبح شو ای‌ شب‌! که خورشید من ‌اکنون می‌رسد

بیدل دهلوی- غزل شماره 1392

صبح شو ای‌ شب‌! که خورشید من ‌اکنون می‌رسد

عید مردم‌ گو برو عید من اکنون می‌رسد

بعد از اینم بی‌دماغِ یأس نتوان زیستن

دستگاه عیش جاوید من اکنون می‌رسد

می‌روم در سایه‌اش بنشینم و ساغر کشم

نونهالِ باغِ امّید من اکنون می‌رسد

آرزو خواهد کلاهِ ناز بر گردون فکند

جام می در دست جمشید من اکنون می‌رسد

رفع خواهد گشت بیدل شبههٔ وهم دویی

صاحب اسرارِ توحید من اکنون می‌رسد

 

 

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها