رنگِ حنا در کفم بهار ندارد

بیدل دهلوی- غزل شماره 1304

 

رنگِ حنا در کفم بهار ندارد

آینه‌ام عکس اعتبار ندارد

حاصل هر چار فصلِ سر‌و بهار است

نشئهٔ آزادگی‌ خمار ندارد

بی گل رو‌یت ز رنگِ‌ گلشنِ هستی

خاک به چشمی که او غبار ندارد

گرد من آنجا که در هوای تو بالد

جلوۀ طاووس، اعتبار ندارد

طاقت دل نیست محو جلوه نمودن

آینه در حیرت اختیار ندارد

وحشت اگر هست نیست رنج علایق

وادی جولانِ ناله خار ندارد

یک دل وارسته در جهان نتوان یافت

یک گل بیرنگ و بو بهار ندارد

صید توهّمْ شکارِ دامِ خیالیم

ناقه به گِل خفته است و بار ندارد

عالم امکان چه جای چشم تمنّاست؟

راهگذر پاس انتظار ندارد

صافی دل چیست؟ از تمیز گذشتن

آینه با خوب و زشت‌ کار ندارد

تا نکشی رنج وحشتی‌ که نداری

نغمهٔ آن ساز شو که تار ندارد

بیدل از آیینه‌ام مخواه نمودن

نیستی‌ام با کسی دچار ندارد

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها