قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری

مشو تا توانی ز رحمت بری

سعدی-بوستان-باب دوم در احسان

شماره ۳

 

مشو تا توانی ز رحمت بری

که رحمت برندت ، چو رحمت بری

چو انعام کردی مشو خودپرست

که من سرورم دیگران زیردست

اگر تیغ دورانش انداخته‌ است

نه شمشیر دوران هنوز آخته‌ است ؟

چو بینی دعاگوی دولت هزار

خداوند را شکر نعمت گزار

که چشم از تو دارند مردم بسی

نه تو چشم داری به دست کسی

کرم خوانده‌ام سیرت سروران

غلط گفتم ، اخلاق پیغمبران

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code