یکی را پسر گم شد از راحله

سعدی-بوستان-باب دوم در احسان

شماره 27

یکی را پسر گم شد از راحله

شبانگه بگردید در قافله

ز هر خیمه پرسید و هر سو شتافت

به تاریکی آن روشنایی نیافت

چو آمد برِ مردمِ کاروان

شنیدم که می‌گفت با ساروان

ندانی که چون راه بردم به دوست

هر آن کس که پیش آمدم ، گفتم اوست

از آن اهل دل در پی هر کسند

که باشد که روزی به مردی رسند

برند از برای دلی ، بارها

خورند از برای گُلی ، خارها

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها