قالب وردپرس افزونه وردپرس

یکی در بیابان سگی تشنه یافت

به این پست امتیاز بدهید

سعدی-بوستان-باب دوم در احسان

شماره 12

 

یکی در بیابان سگی تشنه یافت

برون از رمق در حیاتش نیافت

کُلَه دَلو کرد آن پسندیده کیش

چو حَبل اندر آن بست دستار خویش

به خدمت میان بست و بازو گشاد

سگ ناتوان را دمی آب داد

خبر داد پیغمبر از حال مرد

که داور گناهان از او عفو کرد

الا گر جفاکاری اندیشه کن

وفا پیش گیر و کرم پیشه کن

کسی با سگی نیکویی گم نکرد

کجا گم شود خیر با نیکمرد ؟

کرم کن چنان کت برآید ز دست

جهانبان درِ خیر بر کس نبست

به قنطار زر بخش کردن ز گنج

نباشد چو قیراطی از دست رنج

برد هر کسی بار در خوردِ زور

گران است پای ملخ پیش مور

 

......

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code