قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری

شعری از اقصا پورمند

 

از من سلامی برادر،لیلاج بغض گلویم

حال تو خوب است آیا درمانده ی جست و جویم

فصل تمنای چشمم گل کرد و تو لحظه ای چند

حتی سلامی نکردی تا دت هایت ببویم

تندیس صبرم شکست و این آدمک های مغشوش

روح مرا دار کردند تا رد پایت نپویم

آه ای برادر در اینجا ابلیس کاشانه کرده

آه ای برادر بگویم از زخم ها یا نگویم ؟

از کوله بارت نگفتی،از سنگر و بوی باروت

از آن تن زخمی ات که شاید کنارش برویم

از مادر از زلف هایش،از خون بر گونه جاری

از سجده بر خون پاکت،از آن زلال وضویم

آیا سوالی نداری،حتی سلامی نداری

ای روح پاک صمیمی،آبی ترین آبرویم

شرمنده ی یک نگاهت،شرمنده ی اشک پاکت

گر بر مزار شکسته جز نامی از تو نجویم

پایان این نامه نامت،آغاز این نامه نامت

آغاز و پایان نامه،لیلاج بغض گلویم


واژگان کلیدی:  اشعار اقصا پورمند،نمونه شعر اقصا پورمند،شاعر اقصا پورمند،شعرهای اقصا پورمند،شعری از اقصا پورمند،یکشعر از اقصا پورمند،غزل اقصا پورمند،غزلیات اقصا پورمند،غزل های اقصا پورمند،غزلی از اقصا پورمند،شعر دفاع مقدس ایلام،شعر با موضوع جنگ تحمیلی،شعر شاعر ایلامی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code