شعری از محمدعلی جعفریان

 

من عطش آلوده ام،آبم دهید

جرعه ای از باده ی نابم دهید

لب ز اسرار شهیدان دوختم

سینه ام آتش گرفت و سوختم

گوی توفیق از میان برداشتند

یکه و تنها مرا بگذاشتند

یک غزل در حنجرم خشکیده است

شعرهای دفترم خشکیده است

دوستان رفتند و من جا مانده ام

در قفس تنهای تنها مانده ام

قمریان در بوستان خنیاگرند

بلبلان در گلستانی دیگرند

ما فقط دم از تکامل می زدیم

دل به دریای تساهل می زدیم

ما جعلنا خوانده و سالم شدیم

مایل این رخوت دائم شدیم

ما سلامت را سعادت خوانده ایم

در کجا درس شهادت خوانده ایم

غیرت آیینان خطر کردند زود

تا خدا میل سفر کردند زود

جملگی پروانه ی آتش شدند

در حریم عاشقی آرش شدند


واژگان کلیدی: اشعار محمدعلی جعفریان،نمونه شعر محمدعلی جعفریان،شاعر محمدعلی جعفریان،شعرهای محمدعلی جعفریان،شعری از محمدعلی جعفریان،یک شعر از محمدعلی جعفریان،شعر دفاع مقدس،شعر با موضوع جنگ تحمیلی،شعر درباره جنگ و جهاد و شهادت،شاعر طالقانی،شعر شاعر طالقان.

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها