ورود-ثبت نام

حرف رومی در دلم سوزی فکند

اقبال لاهوری

جاوید نامه

شماره 52

زیارت امیر کبیر حضرت سید علی همدانی و ملا طاهر غنی کشمیری

حرف رومی در دلم سوزی فکند

آه پنجاب آن زمین ارجمند

از تپ یاران تپیدم در بهشت

کهنه غم ها را خریدم در بهشت

تا در آب گلشن صدایی دردمند

از کنار حوض کوثر شد بلند

“جمع کردم مشت خاشاکی که سوزم خویش را

گل گمان دارد که بندم آشیان در گلستان” (1)

گفت رومی آنچه می آید نگر

دل مده با آنچه بگذشت ای پسر

شاعر رنگین نوا طاهر غنی

فقر او باطن غنی ظاهر غنی

نغمه ای می خواند آن مست مدام

در حضور سید والا مقام

سید السادات سالار عجم

دست او معمار تقدیر امم

تا غزالی درس الله هو گرفت

ذکر و فکر از دودمان او گرفت

سید آن کشور مینو نظیر

میر و درویش و سلاطین را مشیر

جمله را آن شاه دریا آستین

داد علم و صنعت و تهذیب و دین

آفرید آن مرد ایران صغیر (2)

با هنرهای غریب و دلپذیر

یک نگاه او گشاید صد گره

خیز و تیرش را به دل راهی بده


واژگان دشوار : 1- این بیت از غنی کشمیری است .    2- منظور از ایران صغیر، کشمیر است .

نویسندگان :

نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها