قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / اشعار / اشعار سنتی / اشعار یدالله گودرزی،شاعر بروجردی

اشعار یدالله گودرزی،شاعر بروجردی

اشعار یدالله گودرزی،شاعر بروجردی
5 (100%) 2 رای

 

شعر نخست:

نه

اين اختلاف قديمي

راه به جايي نمي برد

حالا بيا که عادلانه جهان را

قسمت کنيم

آن آسمان آبي بي لک براي تو

اين ابرهاي تشنه ي باران

براي من

جنگل براي تو

اما نسيم ساده ي عاشق

براي من

دريا براي تو

رويا براي من

اصلا جهان و هر چه در آن هست مال تو

تو با تمام وجودت

از آن من


شعر دوم:

نه! تو آن بی تاب سابق نیستی

چون گذشته صاف و صادق نیستی

در اجاقِ سرد رؤیاهای من

شعله ی سرخ شقایق نیستی

زندگی با عشق معنا می شود

گوییا با من موافق نیستی…!

دائماً این پا و آن پا می کنی

فارغ از بند دقایق نیستی

با چنین اوضاع و احوالی، عزیز

مثل این که دیگر عاشق نیستی!

گرچه بس تلخ است امّا ای دریغ!

تو برای عشق، لایق نیستی

حسّ من این گونه می گوید به من

نه! تو آن پرشور سابق نیستی!


شعر سوم:

تو را نخستین بار
از رادیوی دو موجِ آیوا شنیدم
در پادگانِ شفیع خانی اندیمشک
که آمدی و همه ی موجها را به هم ریختی
ازآن روز
رادیو به لکنتی ابدی افتاد
و من ، سرگشته ی صدای تو
تا قله های برفیِ دربندیخان
پل زدم
تا از بی سیم ها
اسم رمزِ تو را بشنوم

نمی دانم

شاید تقدیر برآن بود
تا دوباره صدایت لابلای موجها گم شود
ومن به دریا بزنم
شاید مخترعانِ جهان
دنبالِ کشف صدای تو بودند
که صداسنج را ساختند
شاید ارشمیدس
فرمول صدای تو را کشف کرد و گفت
یافتم ، یافتم
شاید مارکنی هم
دنبال تکثیر صدای تو بود
تا آن را از رادیوهای جهان بشنود

تو حریمِ خصوصی همه ی شاعرانی

که قطارِ زمان را گوش می خوابانند
و فریفته ی توازن صدا می شوند

همه ی موجها را می گردم

همه ی فرکانس ها را ، همه ی ایستگاهها را
پس صدای تو روی کدام موج
روی کدام دقیقه
روی کدام درجه پخش می شود ؟
خسته نمی شوم زیرا که جستجوی من
به سلولهای صدای تو خواهد رسید

می خواهم ایستگاهِ رادیویی خصوصی برپا کنم

و تمام شبانه روز از تو بگویم
رادیویی که برنامه هایش کلمات تو
موسیقی آن ، زنگ صدای تو
و افکت آن ، صدای نفس هایت باشد .

چند شعر کوتاه:

 

من نه زبان فارسی ام

که از راست به چپ بخوانی

ونه فرانسه

که ازچپ به راست

ونه ژاپنی که از بالا به پایین

من زبان عشقم

ازهمه طرف خوانده می شوم !

*****

مداد رنگی ها صف می کشند

به طمع صفحه ای سپید

اما خود نویس نشت می کند

و همه چیز سیاه می شود!

*****

ساعت شنی را

برعکس کن!

می خواهم دوباره زندگی کنم!


واژگان کلیدی: اشعار یدالله گودرزی،نمونه شعر یدالله گودرزی،شعرهای یدالله گودرزی،شعری از یدالله گودرزی،یک شعر از یدالله گودرزی،غزل یدالله گودرزی،غزلیات یدالله گودرزی،غزل های یدالله گودرزی،شعر نو یدالله گودرزی،شعر سنتی یدالله گودرزی،هایکو یدالله گودرزی،هایکوهای یدالله گودرزی،شاعر یدالله گودرزی،شاعر بروجردی،شعر بروجرد.

......

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*