قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / هایکو و شعر کوتاه / اشعار کوتاه مجید رفعتی

اشعار کوتاه مجید رفعتی

 

دور سپیدار

جمع شده اند علف ها

فکر می کنند

دستش به آسمان می رسد !

 *****

هر روز

شگفت زده دنیا را نگاه می کنم

مثل گیاهی

که تازه از خاک بیرون آمده است !

  *****

 اگر اسکندر

سربازانش را از تاریخ بیرون بیاورد

و خون های ریخته

به رگ های صاحبانشان برگردند

من هم دست و پای گمشده ام را پیدا می کنم

برای بغل کردنت .

*****

صبور باش .

عاقبت یک روز

به مهر از تو سخن می گویند

و به افتخار به دوشت می برند

از سردخانه تا قبرستان .

*****

آیا ممکن است

دو پرنده ی ناشناس

از دو سمت زمین

به یک مقصد پرواز کنند؟

*****

چه قدر بی رحم است دنیا

زیر بوته ای زیبا

ماری سمی پنهان می کند .


واژگان کلیدی: اشعار مجید رفعتی،نمونه شعر مجید رفعتی،شاعر مجید رفعتی،شعرهای مجید رفعتی،شعری از مجید رفعتی،یک شعر از مجید رفعتی،شعر نو مجید رفعتی،شعر کوتاه مجید رفعتی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code