اشعار کوتاه حسن آذری - ادبستان شعر پارسی % %

اشعار کوتاه حسن آذری

 

بغل کن مرا

چنان تنگ که هیچکس نفهمد

زخم

روی تن من بود

یا تو !

*****

وقتی می رسم به تو

می خواهم اندوهم را پنهان کنم

اما مگر می توانم؟

نه هرگز نمی توانم

همچون مردی که اشک دارد

اما آستین ندارد.

*****

این گونه که صدا می زنی مرا

درخت پیر حیاط را هم صدا کن

شکوفه می دهد ، می دانم

حتی در پاییز !

*****

آمده بودم خداحافظی

 اتوبوسی که تو را می برد

دور

دور

دور می شد

پس چرا تو دور نمی شدی؟


واژگان کلیدی:اشعار،نمونه شعر،شاعر،شعرهای،شعری از ،یک شعر از،شعر نو ،حسن آذري،شعر کوتاه کوتاهی ،شعرای.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤