
كابوس هاي خانه را
با نفس هاي بريده بريده
ثبت مي كنم
دروغي است
آفتاب ناديده را
با هزار و يك زبان مدح گفتن
وقتي كه شب افتاده است
بختك وار بر پنجره ام
*****
چراغ را خاموش کن
سرتا پا ستاره ام
و به آغوشم بیا
بی ماه
شب کامل نمی شود.
*****
این نرده بام شکسته
تو را به جایی نمی برد
خورشید دور است
و سهم ما
همین سراب هاست که می سازد.
واژگان کلیدی: اشعار رضا چایچی،شاعر رضا چایچی،نمونه شعر رضا چایچی،یک شعر از رضا چایچی،شعری از رضا چایچی،شعرهای رضا چایچی،شعر نو رضا چایچی،شعر کوتاه رضا چایچی.





