قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / اشعار / اشعار سنتی / اشعار پرویز وکیلی

اشعار پرویز وکیلی

 

شعر نخست:

آدما از آدما زود سير ميشن

آدما از عشق هم دلگير ميشن

آدما رو عشقشون پا ميذارن

آدما آدمو تنها ميذارن

منو ديگه نميخواي خوب ميدونم

تو كتاب دلت اينو ميخونم

يادته اون عشق رسوا يادته

اون همه ديوونگي ها يادته

تو ميگفتي كه گناه مقدسه

اول و آخر هر عشق هوسه

آدما آخ آدماي روزگار

چي ميمونه از شماها يادگار

ديگه از بگو مگو خسته شدم

من از اون قلب دو رو خسته شدم

نميخواي بموني توي اين خونه

چشم تو دنبال چشماي اونه

همه ي حرفاي تو يك بهونست

اون جهنمي كه ميگن اين خونست


شعر دوم:

زندگي بي تو سرد و بي رنگه

من دلم تنگه, من دلم تنگه

به اميد چي اينجا بمونم

به خاطر كي تنها بمونم

مثل بركه ها يه جا بشينم

يه آسمونو همش ببينم

اين آسمونا كوچيكه برام

من آسمون ديگرو ميخوام

وقتي تو يك قصه ي عشق

غرور آدم ميشكنه

راه سفر تنها راهه

عشقو فراموش كردنه

سفر براي من مثله

دل رو به خاك سپردنه

يه چشم ديگه

با رنگ ديگه

يه جاي دنيا منتظرمه

مثل برگاي زرد پاييزي

هواي سفر توي سرمه

سفر براي من مثله

دل رو به خاك سپردنه


شعر سوم:

ديشب خواب تو را ديدم

چه روياي پر شوري

انگار كه توي خوا ديدم

تو سالها از من دوري

تو را توي باغي ديدم

كه سرتاسر خزان بود

هزارون چشم پر زاشك

به طاق آسمون بود

مثال عكس قرص ماه

ميون آب نشستي

تا دست بردم بگيرمت

خورشيد شدي شكستي

آه اي فلك نفرين به تو

ببين چه ميكشم من

جدا از آن مهر آفرين

ميون آتشم من


شعر چهارم:

ستاره امشب, كسي نديده

مگر ستاره, كجا رميده

ابر سياه رو, به سر كشيده

چشماي ابر سيه, پر آبه, ميخواد بباره

دلش ترانه, او يك ستاره در آسمونم بختم سياهه

خودم ميدونم

بنال اي ني بنال امشب به آواي جدايي

بگو با يار بي مهرم كه دور از مو چرايي

رويم اي دل به دنيايي كه رنگ غم نديده

زدنيايي كه رنگ حسرت و ماتم نديده

رويم اي دل به دنيايي كه رنگ غم نديده

زدنيايي كه رنگ حسرت و ماتم نديده


شعر پنجم:

تو از قبيله ي ليلي

من از قبيله ي مجنون

تو از سپيده و نوري

من از شقايق پر خون

تو از قبيله ي دريا

من از نژاد كويرم

هميشه تشنه و غمگين

هميشه بي تو اسيرم

تو از قبيله ي ليلي

آه…

من از قبيله ي مجنون

حديث عشق من و تو

حديث ابر بهاري

به من چه ميرسد اي دوست

از اين همه غم بگذاري

تو از قبيله ي لبخند

من از قبيله ي اندوه

فضاي فاصله صد پا

فضاي فاصله صد كوه

فضاي فاصله صد كوه

تو از قبيله ي ليلي

آه… .


واژگان کلیدی:اشعار پرویز وکیلی،نمونه شعر پرویز وکیلی،شاعر پرویز وکیلی،شعرهای پرویز وکیلی،شعری از پرویز وکیلی،یک شعر از پرویز وکیلی،اشعار سنتی پرویز وکیلی،شعر نو پرویز وکیلی،ترانه پرویز وکیلی،ترانه های پرویز وکیلی،چهارپاره پرویز وکیلی.

کانال ادبستان شعر پارسی
......

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code