اشعار لطیف ناظمی

اشعار لطیف ناظمی
شعر نخست :
تو میروی و غمت عاشقانه میماند
کنارم این دل پر از بهانه میماند
دو برگ یاد غمین از بلوط چشمانت
به باغ خاطره هایم نشانه میماند
تن صدای تو در هر سرود میپیچد
بلوغ نام تو در هر ترانه میماند
مرا به نام صدا کن به فصل هجرت خویش
همین صداست که در این زمانه میماند
خدای من که چه درد آور است قصه ی عشق
پرنده میرود و آشیانه میماند
شعر دوم :
ای باغ در غم تو چه تنها گريستم
کوهم، ز دوری تو چو دريا گريستم
آنجا گرفت دامن جانت حريق سرخ
چون ابر نوبهار من اينجا گريستم
هرچند در شبان شبيخون نديدمت
بر ياد هر درخت تو اما گريستم
وقتی که در حريم تو تازيد باد شب
بر غارت بکارت گلها گريستم
در سوگ خشکسالی و قحط بهارتان
ای باغ، ای درخت چه تنها گريستم
اشعار سنتی – ادبستان شعر پارسی





