غزلی از فتحعلیشاه قاجار

غزلی از فتحعلیشاه قاجار
از مهر روی گلرخان،در سینه دارم خارها
آتش به جان و دل زنند این آتشین رخسارها
بر روی ما،ای باغبان بگشا در گلزارها
تا کی به حسرت بنگریم از رخنه ی دیوارها؟
وصلت کجا روزی شود،روزی مرا ای دلستان
جان داده مشتاقان بسی از حسرت دیدارها
هرگز نکردی تو وفا،بر وعده ای ای بی وفا
در بی وفایی ها تو را،من آزمودم بارها
مانند تو یوسف رخی،پیدا نخواهد شد دگر
هر چند که با نقد روان،گشتیم در بازار ها
بر عاشقان خسته دل،زان لب ببخشا شربتی
افتاده بین بر خاک ره،از هر طرف بیمارها
از حسرت کوی بتان،نالان بود “خاقان “همی
مانند بلبل روز و شب،از دوری گلزارها
اشعار سنتی – ادبستان شعر پارسی
واژگان کلیدی : اثری از آثار دیوان تصویر عکس متخلص به خاقان تخلص.










فکر نمیکردم اشعار فتحعلی شاه قاجار به این خوبی باشه عالیه واقعن لذت بردم