قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / اشعار / اشعار نو / اشعار ماندانا زندیان

اشعار ماندانا زندیان

 

شعر نخست :

نفَسش که روی مین جا ماند

عطر همه ی شله زرد های زمین پرید

و هنوز کاسه ی ماه پُر می شد

و هنوز هیچ کس ظهور نمی کرد

فردا

سا یه ی انقلاب ،  روی پلاک او

و پیشانی ماه

و شله زرد نذری بی بی

 گلاب مصنوعی می پاشید

و با دار– چین واقعی می نوشت :

” جنگ ، جنگ ، تا پیروزی “


شعر دوم:

مثل زن های کولی

دنبال جاده های

بی مقصد می گردم

در گوشه های آغوشت

هوای دریا به سرم زده

و شرجی شانه هایت

 و امواج تنت

که بومی تنم شده اند

تو رفته ای

و آفتاب گردان های حاشیه ی دامنم

تا جنوبی ترین رؤیای خدا

قد کشیده اند.


چند شعر کوتاه:

آنقدر حقیقت داری

که رؤیای من از خواب می پرد

من از صبوری خاک عاشق ترم

بیا با هم جوانه کنیم

دلتنگی شاید زمستانی است

در انتظار یک لحظه بهار.

*****

  نگاهت نمی وزد

تا با خودم یگانه شوم

خاطره ات را عریان می کنم

و روح بیابان درخالی شعرم تَرَک می خورد.

*****

شب ها بدون نام تو می آیند

و نبودنت، دیگر،

جای خالی ات را پرنمی کند

کاش چراغ ماه را خاموش می کردی،

شب را نمی دیدم.

*****

چه ناشکیبا دست خاک را رهاکردی

تا هفت قطره باران

به شمع‌های نوروز تعارف کنی

نگاه آینه،

بوی عید می‌دهد

لبخند تو در دیوان حافظ معلق است.


 واژگان کلیدی: اشعار ماندانا زندیان،نمونه شعر ماندانا زندیان،شعری از ماندانا زندیان،یک شعر از ماندانا زندیان،شعرهای ماندانا زندیان،شعر کوتاه ماندانا زندیان،هایکوهای ماندانا زندیان،دکتر ماندانا زندیان.

......

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code