قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / اشعار سنتی / اشعار قوامی رازی

اشعار قوامی رازی

 

شعر نخست:

خوشتر ز عشق خوبان اندر جهان چه باشد؟

هر کس که عشق ورزد،زر از گزر تراشد

باغی است عشقبازی،کاندر بهار شادی

هم ابر دُر فشاند،هم باد مشک پاشد

از درد عشقبازان،وز ناز خوب رویان

بلبل همی خروشد،گلرخ همی خراشد

ای دلنواز شیرین ! از عاشقان مشفق

خوشدل تر از قوامی،دانی که کس نباشد

یک ناز را دو منت بر خود نهیم،زیرا

عذرا کشیم نازت،عذرا یکی دو باشد


 شعر دوم:

کار تو به آسمان رسیده است

عشقت به همه جهان رسیده است

اسب تو به مرغزار رفته است

مرغ تو به آشیان رسیده است

تو فتنه ی آخرالزمانی

این پیک به این زمان رسیده است

گستاخ شده است دست عشقت

در کیسه ی این و آن رسیده است

در عشق تو سود ما زیان است

تا کار به سو زیان رسیده است

امروز مرا که از تو دورم

فریاد به آسمان رسیده است

دریبا که از لب تو دریا

کشتی به میان میان رسیده است

قربان فراق شد قوامی

کش کار ز غم به جان رسیده است

ما را ز غم عشق تو دیر است

تا کارد به استخوان رسیده است


واژگان کلیدی: بدرالدین قوامی رازی،اشعار قوامی رازی،نمونه شعر قوامی رازی،شاعر قوامی رازی،شعرهای قوامی رازی،شعری از قوامی رازی،یک شعر از قوامی رازی،غزل قوامی رازی،غزلیات قوامی رازی،غزل های قوامی رازی،غزلی از قوامی رازی،گزیده گزینه گلچین اشعار قوامی رازی،بهترین و زیباترین اشعار قوامی رازی،اثری از آثار قوامی رازی،اشعاری از دیوان قوامی رازی،قوامي رازي.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code