قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / اشعار سنتی / اشعار فرزانه خجندی،شاعر تاجیکستانی

اشعار فرزانه خجندی،شاعر تاجیکستانی

 

شعر نخست :

 

و من دوباره به دنیا سلام می گویم

به آفتاب و به دریا سلام می گویم

دلم چو حجّت سرخ بهار پیش شماست

به مهرِ آن گل مینا سلام می گویم

بهارتر ز بهارم میان چلّه ی دی

به غنچه غنچه، تمنّا سلام می گویم

به احترام نگاه هنوز شفافت

به صبح آینه پالا سلام می گویم

غبار پشتِ خم سفله گان بیفشاندم

به آن بلند و مبرّا سلام می گویم

ز چشم نحس پذیرا اميد خیرم نیست

به چشم نغزپذیرا سلام می گویم

به کلک عیب، ره کلک غیب نتوان بست

به دست یاریِ بالا سلام می گویم

بپرس ترجمه ی عشق را ز کفترها

به مسجد و به کلیسا سلام می گویم

دو صد علیک تو آمد به یک سلام از من

به لطف های تعالی سلام می گویم

به شادبادِ تو ای وحی جاودانی عشق

به زندگی و به فردا سلام می گویم

 


شعر دوم :

 

چون جزیره ی بی کس،خو کنم به خاموشی

شهرتم به پابوست آید ای فراموشی !

لذّتی است تنهایی ، لذّتی که دریابی

بعد از آن نمی خواهی لذت هم آغوشی

چون فلک نمی خواهم جامه ی ریا پوشم

از چنین قبای نحس به بود کفن پوشی

کودکانه می گرید قلب سی و شش ساله

دیر شد که آغازد فصل آرزوجوشی

می کشد دل نازک مرده ی محبّت را

زین وظیفه ی وزنین کی  دهی سبک دوشی

گفتی ام؛ نمی دانی طعمِ سیب ممنوعی

کز دکان شربت ها آب سیب می نوشی

شش جهت مخنّث شد زیر چرخ بدگوهر

از که می توان جُستن مردی و سیاووشی


واژگان کلیدی:اشعار فرزانه خجندی،نمونه شعر فرزانه خجندی،شاعر فرزانه خجندی،شعرهای فرزانه خجندی،شعری از فرزانه خجندی،یک شعر از فرزانه خجندی،غزل غزلیات غزل های غزلی از فرزانه خجندی،فرزانه خجندي،شاعر تاجیکستان،شاعره تاجیکستانی،شعر شاعر تاجیکستانی،شعر زن تاجیک،شعر معاصر تاجیکستان.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code