قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / اشعار نو / اشعار سمیرا قطب

اشعار سمیرا قطب

 

شعر نخست:

دست چپم،تو را در آغوش می کشد

زمان می ایستد و من خیره می شوم

به فرم چشم ها و پیوستگی ابروهات

که در شقیقه ها برجسته می شوند

مثل رگی آماده ی تزریق

رگی که پیوسته

از کنار منحنی موهات فرو می ریزد

به قلب گنجشکی ترسیده

که در حنجره ات می تپد

دست راستم سنگینی می کند

و چاقویی که واژگون بود

با بالا آمدنش

گنجشک مانده در گلویت را

آزاد می کند .


 شعر دوم:

میوه هایی که می افتند

به درخت باز نخواهد گشت

آغوش تو ادامه ی تابستان است

که مرا در خودش فرو می ریزد

در آیینه های جوان سالی ام

در حال قدم زدنی

با آن دوچرخه ی زنگی

و سبد کوچک عصرانه

کمی بعد

پشت در پا می کوبی

من در آينه سرخاب می زنم

تو می گویی: زیبایی!

تمام میان سالی

به چشمانت اعتماد می کنم

آینه های تو در تو

بچه ها هنوز نرسیده اند

من خطوط چهره ام را در آینه تکرار می کنم

تو از دور برایم دست تکان می دهی

ادامه ی تابستان بازوانش را تنگ تر می كند

و میوه ها سقوط می کنند .


واژگان کلیدی: اشعار سمیرا قطب،نمونه شعر سمیرا قطب،شاعر سمیرا قطب،شعرهای سمیرا قطب،شعری از سمیرا قطب،یک شعر از سمیرا قطب،شعر نو سمیرا قطب،سميرا قطب

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code