غزلی از شیما تقیان پور - ادبستان شعر پارسی ❤️

غزلی از شیما تقیان پور

غزلی از شیما تقیان پور

غزلی از شیما تقیان پور


 

می روی، تنها نشانت رد پایی سوخته

مانده تنها یادگار از تو صدایی سوخته

نقش کن بر دار عشق اینک گلوی شوق را

از تو می ماند فقط آواز نایی سوخته

از درختان،یادگار عشق می دانی چه می ماند؟

گیسوانی رو به باد و دست هایی سوخته

شهر را این سایه های مضطرب پر می کند

مانده از آن کوچه هایم، کوچه هایی سوخته

می روی با اشتیاق اطلسی در چشم ها

می روی، تنها نشانت رد پایی سوخته


اشعار سنتی – ادبستان شعر پارسی


واژگان کلیدی : اشعار نمونه شعر شاعر شعرهای شعری از یک شعر از غزل غزلیات غزل های غزلی از قزوینی شهر قزوین.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤