قالب وردپرس افزونه وردپرس

اشعار برتولت برشت

به این پست امتیاز بدهید

 

شعر نخست:

تو می گویی :

مدت دراز امیدوار بودم .

دیگر نمی توانم

امیدوار باشم

به چه دل بسته ای؟

به اینکه جنگ آسان است؟

این سخن مقبول نیست .

روزگار ما از آنچه می انگاشتی بدتر است .

روزگار ما چنین است:

“اگر ما کاری را مردانه انجام ندهیم معدومیم”

اگر نتوانیم کاری کنیم که هیچ کس از ما انتظار ندارد

از دست رفته ایم .

دشمنان منتظرند

تا خسته شویم

هنگامی که نبرد در شدیدترین مرحله است

و جنگجویان در خسته ترین حال

جنگجویانی که خسته ترند

شکست خوردگان صحنه ی نبردند


شعر دوم:

زور می گوید:

آنچه هست این گونه خواهد ماند ،

هر صدائی جز صدای حاکمان خاموش

لیک بسیاری به خیل بردگان، نومید، می گویند:

آنچه می خواهیم ما هرگز نمی آید .

هان و هان تا زندگی باقی است

واژۀ هرگز نباید گفت

آنچه محکم بود دیگر نیست

آنچه هست اکنون، این چنین دیگر نخواهد ماند .

حاکمان آنگه که حرف خویش بس کردند

حرف ِ محکومان شود آغاز.

پس، که را یارای آن باشد که «هرگز» بر زبان آرد؟

دیرپائی ستمکاران، متکی بر کیست؟

بی گمان بر ما.

محو استیلای جباران، متکی بر کیست؟

همچنان برما.

ای فرو افتاده، برپا خیز!

ای سپر انداخته، بستیز!

کیست بتواند ببندد راه بر آن کس که از وضع خود آگاه است؟

پس، تودۀ مغلوب امروزین، فاتح فردا ست

وان زمان، “هرگز”، بی گمان “امروز” خواهد شد


شعر سوم:

برايم بنويس، چه تنت هست؟

 لباست گرم است؟

برايم بنويس، چطوري ميخوابي؟

 جايت نرم است؟

برايم بنويس، چه شکلي شده اي؟

هنوز مثل آن وقت ها هستي؟

برايم بنويس، چه کم داري؟

 بازوان مرا؟

برايم بنويس، حالت چطور است؟

خوش مي گذرد؟

برايم بنويس، آن ها چه مي کنند؟

دليريت پا برجاست؟

برايم بنويس، چه کار ميکني؟

کارت خوب است؟

برايم بنويس، به چه فکر مي کني؟

به من؟

مسلماً فقط من از تو مي پرسم .

و جواب ها را مي شنوم

که از دهان و دستت مي افتند

اگر خسته باشي، نمي توانم

باري از دوشت بردارم.

اگر گرسنه باشي، چيزي ندارم که بخوري.

و بدين سان گويا از جهان ديگري هستم

چنان که انگار فراموشت کرده ام … .


شعر چهارم:

ژنرال!

تانکت قوی ترین خودرو است

جنگل را فرو می ریزد،

و هزاران نفر را له و لورده می کند.

اما یک عیب دارد ،

نیاز به یک راننده دارد.

ژنرال!

بمب افکنت قوی است

از توفان سریع تر پرواز می کند،

و از یک فیل بیشتر بار می کشد.

اما یک عیب دارد ،

نیاز به یک خلبان دارد.

ژنرال!

از انسان استفاده های زیادی می شود کرد.

او می تواند پرواز کند و می تواند بکُشد.

اما یک عیب هم دارد ،

می تواند بیاندیشد … .


واژگان کلیدی: اشعار برتولت برشت،شاعر برتولت برشت،نمونه شعر برتولت برشت،شعرهای برتولت برشت،شعری از برتولت برشت،یک شعر از برتولت برشت،شاعر آلمانی،شعر ترجمه شده به فارسی برتولت برشت،شعر برگردان به پارسی برتولت برشت،زیباترین اشعار برتولت برشت.

Eugen Berthold Friedrich Brecht،poems،quotes

......

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*