قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / اشعار / شعرهای طنز / اشعار اکبر اکسیر

اشعار اکبر اکسیر

به این پست امتیاز بدهید

 

شعر نخست:

شب امتحان جانورشناسی

از ترس خوابم نمی برد

مادر كنارم خوابيد، پدر غريد

انواع جانور از لابلای كتاب

بيرون می پريدند:

پستانداران، درندگان، نرم تنان، بندپايان

نزديكی های صبح صدايی آمد

خيلی ترسيدم

پدر از خزندگان شده بود!


شعر دوم:

رخش،گاری كشی می كند

رستم ،كنار پياده رو سيگار می فروشد

سهراب ،ته جوب به خود می پيچيد

گردآفريد،از خانه زده بيرون

مردان خيابانی برای تهمينه بوق می زنند

ابوالقاسم براي شبكه سه ،سريال جنگی مي سازد

واي …

موريانه ها به آخر شاهنامه رسيده اند!!

 


شعر سوم:

صحنه / شب حمله بود

زير آتش توپخانه

ما سنگر می كنديم و ديوار می كشيديم

لودر ها خالی می شدند ، كيسه ها پر

سنگ روی سنگ بند نبود

بچه های تبليغات

نرسيده به نماز شب ايستادند

كارگردان به طعنه گفت :

ای كسانی كه ايمان آورديد

كاش سيمان می آورديد !


شعر چهارم:

مهمان كه می رسد

مادر  از خجالت آب می شود

پدر ، در صد درجه به جوش می آيد

سماور  می چايد

قند  بالا می رود

كاشف السلطنه ـ قاچاقچی معروف چاي ! ـ

با احمد و محمود وارد می شود

و كارخانه های چای لاهيجان

يک به يک كلوچه می شوند !

 


شعر پنجم:

شیر مادر ، بوی ادکلن می داد

دست پدر ، بوی عرق

(گفتم بچه ام نمی فهمم)

نان ، بوی نفت می داد

زندگی ، بوی گند

(گفتم جوانم نمی فهمم)

حالا که بازنشسته شده ام

هر چیز ، بوی هر چیزی می دهد ، بدهد

فقط پارک ، بوی گورستان

و شانه تخم مرغ ، بوی کتاب ندهد !


واژگان کلیدی: اشعار اکبر اکسیر،نمونه شعر اکبر اکسیر،شعرهای اکبر اکسیر،شعری از اکبر اکسیر،اشعار کوتاه اکبر اکسیر،یگزیده بهترین و زیباترین اشعار اکبر اکسیر،گلچین اشعار ناب اکبر اکسیر،شعر طنز اکبر اکسیر،شعرهای طنز اکبر اکسیر،فکاهی اکبر اکسیر،فکاهیات اکبر اکسیر،شعر نو طنز،شعر خنده دار از اکبر اکسیر،شعر طنز معاصر،سروده های اکبر اکسیر،یک شعر از اکبر اکسیر،شاعر اکبر اکسیر،شعر نو اکبر اکسیر.

......

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*