شعری از ابوالحسن باخرزی

شعری از ابوالحسن باخرزی
به این پست امتیاز بدهید

 

تویی واقف زکردارم کریما

به جز تو نیست ستارم کریما

گناهانم زحد بگذشت یارب

مکن رسوا در آن دارم کریما

بسی کردم جفاها بر تن خود

به احسان تو اقرارم کریما

به فضلت در ازل گشتم مسلمان

زجمله کفر بیزارم کریما

تو مگذارم به دام نفس شیطان

ز قیدشان برون آرم کریما

فدای دوست گردانی تنم را

نه یک بارم به صد بارم کریما

جمالش را بگردانی نصیبم

ز تو این آرزو دارم کریما

تو می دانی مرا حاجت همین است

ز تو طمع روا دارم کریما

طفیل مصطفی گردان قبولم

اگر چه زشت و بدکارم کریما

حسن گوید نهان و آشکارا

که جز تو نیست غفارم کریما


واژگان کلیدی: علی بن الحسن بن ابی علی بن ابی الطیب الباخرزی،ملاحسن باخرزی،ابوالحسن باخرزی،اشعار ابوالحسن باخرزی،نمونه شعر ابوالحسن باخرزی،شاعر ابوالحسن باخرزی،شعرهای ابوالحسن باخرزی،شعری از ابوالحسن باخرزی،یک شعر از ابوالحسن باخرزی،غزل ابوالحسن باخرزی،غزلیات ابوالحسن باخرزی،غزل های ابوالحسن باخرزی،غزلی از ابوالحسن باخرزی،شعری از دیوان ابوالحسن باخرزی،شیخ ابوالحسن باخرزی،اثری از آثار ابوالحسن باخرزی،شعری مذهبی از ابوالحسن باخرزی،شعری با موضوع ستایش خدا،شعری درباره پروردگار.

 

.....
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

*

0