اشعار مرتضی کیوان هاشمی

اشعار مرتضی کیوان هاشمی

اشعار مرتضی کیوان هاشمی


شعر نخست :

 

 

کاش در روی زمین، ظلم از آغاز نبود

زندگی، این همه پیچیده و پر راز نبود

صحبت از بستن و زنجیر نمی کرد کسی

کاش در حد قفس، وسعت پرواز نبود

جوجه ها کاش ز پرواز نمی ترسیدند

آسمان در قرق قرقی و شهباز نبود

محتسب،کار به مستان گذرگاه نداشت

کاش جز میکده ها جای دگر باز نبود

کاش دستی که سبوهای خرابات شکست

غافل از آه جگر سوز سبو ساز نبود

صحبت از خوب و بد زاغ و زغن نیست، ولی

بلبلی با زغنی کاش هم آواز نبود

شعله ای کاش نمی سوخت پری را، هرگز

از ازل شمع چنین دلبر و طناز نبود

باغ در چنبره ی خار، گرفتار نبود

کاش در مسلک نیکان، سخن از ناز نبود

کاش ” کیوان ” به مدار دگری می چرخید

کاش در چرخه ی ما غمزه و غماز نبود

 


شعر دوم :

 

کرکس و کفتار دارد باغ ما

تا بخواهی مار دارد باغ ما

بلبلان از باغ ما کوچیده اند

جای بلبل، سار دارد باغ ما

باغ پهلویی، ببین! گل کرده است

گل ندارد، خار دارد باغ ما

بر دلش داغ بهاران مانده است

حسرت دیدار دارد باغ ما

برخلاف آنچه مردم گفته اند

باغبان، بسیار دارد باغ ما

بوی باروت است جای بوی گل

وحشت کشتار دارد باغ ما

در میان دهکده پیچیده است :

دیو آدمخوار دارد باغ ما

باغ، تا باغی شود بار دگر

صد هزاران کار دارد باغ ما

وصف باغ ما به ” کیوان ” رفته است

یک جهان اسرار دارد باغ ما

 


شعر سوم :

 

قرار بود به دلها کمی قرار بیاید

قرار بود که اسباب پای کار بیاید

قرار بود نرنجد دلی ز گفتن حرفی

قرار بود سر عقل روزگار بیاید

قرار بود اگر صبر داشته باشیم

برای تمشیت کار، یک سوار بیاید

قرار بود سری بی گنه به دار نباشد

قرار بود فقط تا به پای دار بیاید

برای آنکه بدانیم رنگ سبز چه زیباست

قرار بود که بعد از خزان بهار بیاید

قرار بود که عاشق شدن گناه نباشد

قرار بود که احساس هم به کار بیاید

قرار بود که “کیوان” ما به مدرسه عشق

به پای خویش و  از روی اختیار بیاید

چه زود قول و قرار گذشته رفت ز یادت

قرار بود دلت با دلم کنار بیاید


اشعار سنتی – ادبستان شعر پارسی


واژگان کلیدی: اشعار نمونه شعر شاعر شعرهای شعری از یک شعر از.

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
1 دیدگاه
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
محمد نفیسی mohamadnafisi187@
میهمان
محمد نفیسی mohamadnafisi187@
مرداد 30, 1402 8:32 ق.ظ

آقای مرتضی کیوان هاشمی پا جای پای اسلاف خویش مثل میرززاده عشقی وفرخی سیستانی گذاشته بااین فرق که به زبان ساده ودلنشین واقعیات اجتماع زمان خود را بیان میکند ودر یک غزل چند بیتی دنیایی از معنا ومفهوم زنده زمان خویش را چون تابلوی زیبایی ازکمال الملک ترسیم میکند . من وقتی اشعار ایشان را میخوانم چنان به وجد میایم که بعضی را بارها تکرار میکنم که ملکه روحم میشود برای این برادر بزر گوار م آرزو طول عمر دراز وبا عزت دارم