غزلی از حسین دیلم کتولی

غزلی از حسین دیلم کتولی

غزلی از حسین دیلم کتولی


تو از کدام نقطه به توفان رسیده‌ای

از چشم من که تازه به دوران رسیده‌ای

گندم نبود، این که گناه تو را نوشت

جرم این که تو به لقمه‌ای از نان رسیده‌ای

تا کی دروغ پشت دروغ از برای من

شرمنده نیستی که به بهتان رسیده‌ای

هر کس رسید سینه‌ی من را نشان گرفت

حالا تو هم به این دل ویران رسیده‌ای

قصد خراب‌کردن من، از چه رو عزیز

حرف حقیقتی‌ست، به کتمان رسیده‌ای

ابلیس در تمام تنت ریشه کرده است

آدم‌فریب، کی تو به ایمان رسیده‌ای؟

هی برنگرد، پشت سرت راه بسته است

باور بکن به نقطه‌ی پایان رسیده‌ای


اشعار سنتی – ادبستان شعر پارسی


واژگان کلیدی : اشعار نمونه شعر شاعر شعرهای شعری از یک شعر از غزل غزلیات غزل های غزلی از حسين ديلم کتولي.
تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها