آه کز شعبده بازی فلک

آذر بیگدلی – مثنوی شماره 18

تاریخ وفات رشید بک و جهانگیر خان افشار

آه کز شعبده بازی فلک

کل من مال الی الرشد هلک

عالمی کرد سیه دور سپهر

ز خسوف و ز کسوف مه و مهر

یعنی از نسل خوانین بزرگ

که بریدند به تیغ از بره گرگ

دو برادر، چو دو شهباز سفید

خان و خان زاده جهانگیر و رشید

به نسب، از امرای افشار

به حسب، پخته زر دست افشار

به حیاء و به سخاء و به وفا

خانه زاد دلشان صدق و صفا

دل آگاه و لب خامششان

خلق آسوده ز خلق خوششان

دور و نزدیک، ازیشان در مهد

ترک و تاجیک، به ایشان هم عهد

خنجر رستمشان، هر دو به مشت

خاتم حاتمشان، در انگشت

از صفاهان که ز عامل ویران

بود چون از غم ضحاک، ایران

تا رهانند از آن گرگ رمه

داد مظلوم کشند از ظلمه

با تنی چند ز مردان گزین

هر دو بر رخش جلادت زده زین

کرده دست ستم آن گمراه

از سر اهل صفاهان کوتاه

چون فلک را سر انصاف نبود

سینه با اهل دلش صاف نبود

از تله ساخته آن گرگ یله

داد راهش به چراگاه گله

گرگ نه، رو به پیری به مثل

که ز روباه فزون داشت حیل

از فسونهاش دو نوخاسته شیر

زیور گردنشان شد زنجیر

حمله آورد به شیران جوان

ستمی کرد که گفتن نتوان

سرشان کرد جدا از تنشان

شد ز زنجیر رها گردنشان

رفته با آن دو تن پاک سرشت

هشت تن نیز سوی هشت بهشت

سر بی افسرشان کرد به قهر

چون مه و مهر روان شهر به شهر

بیگنه، کشته شدند آن شهدا

رحمة الله علیهم ابدا

خونشان، خون سیاووشان باد

همه ساله ز زمین جوشان باد

تا نگویند که خون مظلوم

شمرد سهل قدیر قیوم

زد دو مصرع رقم آن روز آذر

که دهد هر یک از آن سال خبر:

دو شهیدند، جهانگیر و رشید

به بهشتند جوانان شهید

(۱۱۹۲ ه.ق)

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها