گلستان-باب هفتم در تاثیر تربیت-حکایت 16 - ادبستان شعر پارسی % %

گلستان-باب هفتم در تاثیر تربیت-حکایت 16

سعدی-گلستان باب هفتم در تاثیر تربیت

حکایت 16

پارسایی بر یکی از خداوندن نعمت گذر کرد که بنده ای را دست و پای استوار بسته عقوبت همی‌کرد. گفت : ای پسر همچو تو مخلوقی را خدای عزّوجل اسیر حکم تو گردانیده است و تو را بر وی فضیلت داده. شکر نعمت باری تعالی به جای آر و چندین جفا بر وی مپسند نباید که فردای قیامت به از تو باشد و شرمساری بری .

بر بنده مگیر خشم بسیار

جورش مکن و دل میازار

او را تو به ده درم خریدی

آخر نه به قدرت آفریدی

این حکم و غرور و خشم تا چند

هست از تو بزرگ تر خداوند

ای خواجه ی ارسلان و آغوش

فرمانده ی خود مکن فراموش

در خبرست از خواجه ی عالم صلی الله علیه و سلم که گفت : بزرگترین حسرت روز قیامت آن بود که یکی بنده ی صالح را به بهشت برند و خواجه ی فاسق را به دوزخ .

بر غلامی که طوع خدمت توست

خشم بی حد مران و طیره مگیر

که فضیحت بود به روز شمار

بنده آزاد و خواجه در زنجیر

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤