بایگانی‌های باب هفتم در تاثیر تربیت - ادبستان شعر پارسی

گلستان-باب هفتم-جدال سعدی و مدعی

سعدی-گلستان باب هفتم در تاثیر تربیت جدال سعدی با مدعی در بیان توانگری و درویشی یکی در صورت درویشان نه بر صفت ایشان در محفلی دیدم نشسته و شنعتی در پیوسته و دفتر شکایتی باز کرده و ذم توانگران آغاز کرده ، سخن بدین جا رسانیده که درویش را دست قدرت بسته است و توانگر … ادامه

گلستان-باب هفتم در تاثیر تربیت-حکایت 19

سعدی-گلستان باب هفتم در تاثیر تربیت حکایت 19   بزرگی را پرسیدم در معنی این حدیث که : اَعدا عدوِّک نَفسُک الَّتی بینَ جَنبیک (1) گفت : به حکم آن که هرآن دشمنی را که با وی احسان کنی دوست گردد مگر نفس را ، که چندان که مدارا بیش کنی ، مخالفت زیادت کند … ادامه

گلستان-باب هفتم در تاثیر تربیت-حکایت 18

سعدی-گلستان باب هفتم در تاثیر تربیت حکایت 18 توانگر زاده‌ای را دیدم بر سر گور پدر نشسته و با درویش بچه‌ای مناظره در پیوسته که : صندوق تربت ما سنگین است و کتابه رنگین و فرش رخام انداخته و خشت پیروزه درو به کار برده. به گور پدرت چه ماند خشتی دو فراهم آورده و … ادامه

گلستان-باب هفتم در تاثیر تربیت-حکایت 17

سعدی-گلستان باب هفتم در تاثیر تربیت حکایت 17   سالی از بلخ بامیانم سفر بود و راه از حرامیان پر خطر، جوانی بدرقه همراه من شد. سپر باز ، چرخ انداز ، سلحشور ، بیش زور که به ده مرد توانا کمان او زه کردندی و زور آوران روی زمین پشت او بر زمین نیاوردندی … ادامه

گلستان-باب هفتم در تاثیر تربیت-حکایت 16

سعدی-گلستان باب هفتم در تاثیر تربیت حکایت 16 پارسایی بر یکی از خداوندن نعمت گذر کرد که بنده ای را دست و پای استوار بسته عقوبت همی‌کرد. گفت : ای پسر همچو تو مخلوقی را خدای عزّوجل اسیر حکم تو گردانیده است و تو را بر وی فضیلت داده. شکر نعمت باری تعالی به جای … ادامه

گلستان-باب هفتم در تاثیر تربیت-حکایت 15

سعدی-گلستان باب هفتم در تاثیر تربیت حکایت 15   یکی را از بزرگان ائمه پسری وفات یافت. پرسیدند که : بر صندوق گورش چه نویسیم؟ گفت: آیات کتاب مجید را عزت و شرف بیش از آن است که روا باشد بر چنین جای‌ها نوشتن که به روزگار سوده گردد و خلایق برو گذرند و سگان … ادامه

گلستان-باب هفتم در تاثیر تربیت-حکایت 14

سعدی-گلستان باب هفتم در تاثیر تربیت حکایت 14   مردکی را چشم درد خاست. پیش بیطاری رفت که : دوا کن. بیطار از آنچه در چشم چهارپایان فرو میکرد در دیده ی او کشید و کور شد .حکومت به داور بردند ، گفت: برو هیچ تاوان نیست. اگر این خر نبودی پیش بیطار نرفتی. مقصود … ادامه

گلستان-باب هفتم در تاثیر تربیت-حکایت 13

سعدی-گلستان باب هفتم در تاثیر تربیت حکایت 13   هندوی نفط اندازی همی آموخت. حکیمی گفت: تو را که خانه نیین است ،  بازی نه این است. تا ندانی که سخن عین صواب است مگوی و آنچه دانی که نه نیکوش جواب است مگوی  

گلستان-باب هفتم در تاثیر تربیت-حکایت 12

سعدی-گلستان باب هفتم در تاثیر تربیت حکایت 12   سالی نزاعی در پیادگان حجیج افتاده بود و داعی در آن سفر هم پیاده. انصاف در سر و روی هم فتادیم و داد فسوق و جدال بدادیم. کجاوه نشینی را شنیدم که با عدیل خود میگفت : یاللعجب ! پیاده ی عاج چو عرصه ی شطرنج … ادامه

گلستان-باب هفتم در تاثیر تربیت-حکایت 11

سعدی-گلستان باب هفتم در تاثیر تربیت حکایت 11   طفل بودم که بزرگی را پرسیدم از بلوغ. گفت :  در مسطور آمده است که سه نشان دارد : یکی پانزده سالگی و دیگر احتلام و سیّم برآمدن موی پیش. اما در حقیقت یک نشان دارد بس. آنکه در بند رضای حق جلّ وعلا بیش از … ادامه

گلستان-باب هفتم در تاثیر تربیت-حکایت 10

سعدی-گلستان باب هفتم در تاثیر تربیت حکایت 10   فقیره ی درویشی حامله بود. مدّت حمل به سر آورده و مرین درویش را همه عمر فرزند نیامده بود. گفت : اگر خدای عزّوجل مرا پسری دهد جزین خرقه که پوشیده دارم هر چه ملک من است ایثار درویشان کنم. اتفاقاً پسر آورد و سفره ی … ادامه

گلستان-باب هفتم در تاثیر تربیت-حکایت 9

سعدی-گلستان باب هفتم در تاثیر تربیت حکایت 9   در تصانیف حکما آورده‌اند که کژدم را ولادت معهود نیست چنان که دیگر حیوانان را. بل احشای مادر را بخورند و شکمش را بدرند و راه صحرا گیرند و آن پوست‌ها که در خانه ی کژدم بینند اثر آن است. باری ، این نکته پیش بزرگی … ادامه