بایگانی‌های باب هفتم در تاثیر تربیت - صفحه 2 از 2 - ادبستان شعر پارسی

گلستان-باب هفتم در تاثیر تربیت-حکایت 8

سعدی-گلستان باب هفتم در تاثیر تربیت حکایت 8   اعرابیی را دیدم که پسر را همی‌گفت : یا بُنَّی اِنَّک مسئولٌ یومَ القیامةِ ماذا اکتَسَبتَ و لا یُقالُ بمن انتسبتَ (1)  یعنی تو را خواهند پرسید که عملت چیست ؟ نگویند : پدرت کیست ؟ جامه ی کعبه را که مى بوسند او نه از … ادامه

گلستان-باب هفتم در تاثیر تربیت-حکایت 7

سعدی-گلستان باب هفتم در تاثیر تربیت حکایت 7   یکی را شنیدم از پیران مربی که مریدی را همی‌گفت : ای پسر ، چندان که تعلق خاطر آدمی زاد به روزی است اگر به روزی ده بودی ، به مقام از ملائکه در گذشتی فراموشت نکرد ایزد در آن حال که بودی نطفه ی مدفون … ادامه

گلستان-باب هفتم در تاثیر تربیت-حکایت 6

سعدی-گلستان باب هفتم در تاثیر تربیت حکایت 6   پادشاهی پسری را به ادیبی داد و گفت : این فرزند توست، تربیتش همچنان کن که یکی از فرزندان خویش. ادیب خدمت کرد و متقبل شد و سالی چند برو سعی کرد و به جایی نرسید و پسران ادیب ، در فضل و بلاغت منتهی شدند. … ادامه

گلستان-باب هفتم در تاثیر تربیت-حکایت 5

سعدی-گلستان باب هفتم در تاثیر تربیت حکایت 5   پارسا زاده‌ای را نعمت بی کران از ترکه ی عَمّان به دست افتاد. فسق و فجور آغاز کرد و مبذّری پیشه گرفت. فی الجمله نماند از سایر معاصی منکری که نکرد و مسکری که نخورد. باری به نصیحتش گفتم : ای فرزند ، دخل ، آب … ادامه

گلستان-باب هفتم در تاثیر تربیت-حکایت 4

سعدی-گلستان باب هفتم در تاثیر تربیت حکایت 4   معلم کُتّابی دیدم در دیار مغرب ترشروی ، تلخ گفتار ، بدخوی ، مردم آزار ، گدا طبع ، ناپرهیزگار که عیش مسلمانان به دیدن او تبه گشتی و خواندن قرآنش دل مردم سیه کردی. جمعی پسران پاکیزه و دختران دوشیزه به دست جفای او گرفتار. … ادامه

گلستان-باب هفتم در تاثیر تربیت-حکایت 3

سعدی-گلستان باب هفتم در تاثیر تربیت حکایت 3   یکی از فضلا تعلیم ملک زاده‌ای همی‌داد و ضرب بی محابا زدی و زجر بی قیاس کردی. باری پسر از بی طاقتی شکایت پیش پدر برد و جامه از تن دردمند برداشت. پدر را دل به هم برآمد. استاد را گفت که: پسران آحاد رعیت را … ادامه

گلستان-باب هفتم در تاثیر تربیت-حکایت 2

سعدی-گلستان باب هفتم در تاثیر تربیت حکایت 2   حکیمی پسران را پند همی‌داد که جانان پدر هنر آموزید که ملک و دولت دنیا ، اعتماد را نشاید و سیم و زر در سفر بر محل خطر است ، یا دزد به یک بار ببرد یا خواجه به تفاریق بخورد. اما هنر چشمه ی زاینده … ادامه

گلستان-باب هفتم در تاثیر تربیت-حکایت 1

سعدی-گلستان باب هفتم در تاثیر تربیت حکایت 1   یکی را از وزرا پسری کودن بود. پیش یکی از دانشمندان فرستاد که مرین را تربیتی میکن مگر که عاقل شود. روزگاری تعلیم کردش و موثر نبود. پیش پدرش کس فرستاد که این عاقل نمی باشد و مرا دیوانه کرد چون بود اصل گوهرى قابل تربیت … ادامه