ای فتنه ی عالم به نگاه! این چه جمال است؟ - ادبستان شعر پارسی % %

ای فتنه ی عالم به نگاه! این چه جمال است؟

وفایی مهابادی – غزل شماره 20

ای فتنه ی عالم به نگاه! این چه جمال است؟

کز وصف جمال تو زبانم همه لال است

جانا دل من سوخت ز داغ لبت، آخر

تا کی دل من تشنه ی این آب زلال است

بگذار که قربان شوم این شمع رخت را

در مذهب ما سوزش پروانه وصال است

ما را هوس وصل لب و زلف تو هیهات

عمر خضر و آب بقا، فکر محال است

این طلعت زیبای تو را مه نتوان گفت

کاین ثابت و آن سوخته ی برق زوال است

شاید به دمم فاتحه ای عین کمال است

کس ماه ندیده است که در عین کمال است

دور از تو چنان زار و نزار است “وفایی”

گویی که زمهجوری خورشید هلال است

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤