
وحشی بافقی- غزل شماره 76
باز این عتاب و شیوۀ عاشق گداز چیست؟
بر ابرو اینهمه گرۀ نیم باز چیست؟
زهرم دهند یا شکر آن چشم و لب بگو
امر کرشمهٔ تو و فرمان ناز چیست؟
ما خود بسوختیم در اول نگاهِ گرم
این شعلهٔ تغافلِ طاقت گداز چیست؟
از ما اگر کناره کنی حایلی بکن
امّا نگاه را ز نگار احتراز چیست؟
یک زخم دورباش چو کوته نظر نخورد
پس مدّعا از این مژههای دراز چیست؟
این لطف ها که صرف دگرهاست کو یکی
تا بنگرد که عجز کدام و نیاز چیست؟
وحشی همیشه راز تو فاش از زبانِ تست
باز این سخن گزاری و افشای راز چیست؟



