قصّهٔ می خوردنِ شب ها و گشتِ ماهتاب - ادبستان شعر پارسی % %

قصّهٔ می خوردنِ شب ها و گشتِ ماهتاب

وحشی بافقی- غزل شماره 28

قصّهٔ می خوردنِ شب ها و گشتِ ماهتاب

هم حریفانِ تو می‌ گویند پیش از آفتاب

آگهم از طرح صحبت تا شمار نقلِ بزم

گر نسازم یک به یک خاطر نشانت بی حساب

مجلسی داری و ساغر می‌کشی تا نیم شب

روز پنداری نمی‌بینیم چشم نیم خواب

باده گر بر خاک ریزی بهْ که در جامِ رقیب

می ‌خورد با او کسی حیف از تو و حیف از شراب

وحشیِ دیوانه ام در راستگویی ها مَثَل

خواه راه از من بگردان، خواه رو از من بتاب

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤