جنونی داشتم زین پیش بازم آن جنون آمد - ادبستان شعر پارسی % %

جنونی داشتم زین پیش بازم آن جنون آمد

وحشی بافقی- غزل شماره 209 

جنونی داشتم زین پیش بازم آن جنون آمد

مرا تا چون برون آرد که پر غوغا درون آمد

که دارد باطل السحری که بر بازویِ جان بندم

که جادویِ قدیمی بر سر سحر و فسون آمد

ندانم چون شود انجامِ مجلس کان حریف افکن

میی افکند در ساغر کزان می بویِ خون آمد

سپر انداختیم اینست اگر چینِ خمِ ابرو

که زورِ این کمان از بازویِ طاقت فزون آمد

مرا خوانی و من دوری کنم با یک جهان رغبت

چنین باشد بلی‌ آن کس که بختش واژگون آمد

مگو وحشی چگونه آمدت این مِهر در سینه

همی‌ دانم که خوب آمد نمی‌دانم که چون آمد

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤